از توهم تا واقعیت تپ سواد

امروزه ما در عصری قرار گرفته ایم که همه چیز رو به سوی دیجیتالی شدن دارد و ما باید سعی کنیم از این قافله عقب نمانیم. اگر به یاد داشته باشید در ده هشتاد شمسی که تازه کارت عابر بانک آمده بود برای همه یک چیز عجیب و غریب بشمار می آمد و کم کم انسان ها با توجه به راحتی و امنیت بالاتر به آن علاقه مند و در عین حال سرعت رشد فزاینده ای پیدا کرده.

در سال 2013 برای اولین بار ارز دیجیتال بیت کوین ایجاد شد که این ارز جهت جابجایی پول بدون رهگیری توسط قاچاقچیان ایجاد شد و به مرور زمان رشد فزاینده ای پیدا کرده که در حال حاضر رتبه 4 بعداز طلا ، نفت، دلار با ارزش ترین دارایی جهانی محسوب می‌شود.

امروزه حدودا بیش از 8000 ارز دیجیتال وجود دارد که مردمان کلیه کشورها به دنبال بدست آوردن این ارزها از طرق مختلف هستند و یکی از این راه ها ایردراپ و ماین کردن هستند.

یکی از این ارزها که تازه به بازار عرضه شده و از پشتیبانی قوی برخورداره تپ سواپ هستش چرا که پشتیبانی شبکه مجازی تلگرام را دارد و شما می تواند با کلیک کردن روی آدرس زیر https://t.me/tapswap_bot?start=r_5079318190 🎁 +2.5k Shares as a first-time gift مستقیما وارد برنامه شوید و با کلیک کردن شروع به کسب ارز نمایید و نیازی به ثبت نام خاصی نیست

https://t.me/tapswap_bot?start=r_5079318190 🎁 +2.5k Shares as a first-time gift

لازم به ذکر است که این ارز تا زمان مشخصی رایگان به دوستان داده می‌شود و بعد از آن به صورت خرید و فروش در صرافی های معتبر سطح جهان لیست می شود و کسانی که در این مدت تلاش به جمع آوری این ارز نمودند می توانند در آن صرافی ها این عرض را بفروشند

ارز دیگری که در ایران محبوبیت زیادی پیدا کرده ارز همستر هستش که شما می تواند با کلیک بر روی آدرس زیر مستقیما وارد برنامه شوید

https://t.me/hamster_kombAt_bot/start?startapp=kentId5079318190

موفق و پیروز باشید

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم خرداد ۱۴۰۳ساعت 18:34  توسط جواد طائی   | 

دریافت 300 ترون رایگان

سلام
شاید شما هم امروز شاهد یک موج گسترده در فضای مجازی بودید که افراد رو تشویق میکردن با نصب والت ترون به نام tronlink می تونن 300 ترون رایگان هدیه بگیرن. اما آیا این ادعا درست هست؟ من یک تحقیق مختصر انجام دادم که نتیجه رو اینجا با شما به اشتراک میزارم

داستان 300 ترون رایگان چیه؟

داستان از این قراره که شما والت ترون یعنی، tronlink رو از گوگل پلی یا اپ استور دانلود می کنید. این والت معتبر هست و در گوگل پلی بیش از یک میلیون نصب فعال دارد!

در ادامه، روی گزینه ایجاد والت جدید کلیک می کنید و پس از انتخاب یک نام کاربری و رمز شخصی، دوازده واژه انگلیسی به شما نمایش داده میشه که حتما باید اونها رو به ترتیب یادداشت کنید تا در آینده در صورت پاک شدن والت از موبایلتون، بتونید والت رو برگردونید.

پس از طی مراحل ثبت، در منو پایین نرم افزار، گزینه my را انتخاب می کنید و در کادر جدید ظاهر شده، وارد قسمت friend invitation میشید.

در صفحه جدید، روی گزینه claim rewards گوشه بالا سمت راست صفحه کلیک می کنید و در کادر ظاهر شده، کد چهار رقمی sD6M را وارد می کنید تا این اپیلیکیشن به شما 300 ترون جایزه بده، اما آیا واقعا این اتفاق می افته؟

حقیقت ماجرا

در حقیقت این اپ، به شما و شخص معرف، 300 پوینت با کردیت جایزه میده و خود والت tronlink بیان کرده که در آینده، امکان چنج کردن این کردیت ها با ارزهایی مانند ترون، بیتکوین یا ... وجود خواهد داشت. اما هیچ جا اشاره ای نشده که هر کردیت معادل با چند ترون خواهد بود، من هم هر چقدر سرچ کردم نتونستم به نتیجه درستی برسم اگرچه اکثر سایت ها و افراد ایرانی مدعی هستند این 300 کردیت مبدل به 300 ترون خواهد شد.

آیا امکان فروش این ترون وجود خواهد داشت؟

بله! بعد از اینکه tronlink امکان چنج کردن این کردیت ها را به ارز دیجیتال فراهم کنه، شما می تونید این ارزهای دیجیتال را به فروش برسانید، اگرچه توصیه شخصی من نگهداری ارزهای دیجیتال معتبر به دید بلندمدت حداقل سه ساله است.

چه زمانی امکان تبدیل کردیت ها به ارز دیجیتال ممکن می شود؟

در این ارتباط هم در چند سایت ایرانی و خارجی، این ادعا به چشم می خورد که تا یک ماه دیگر امکان تبدیل این کردیت ها به ارزهای دیجیتال مانند ترون ممکن خواهد شد.

نتیجه گیری

اگر چه مشخص نیست که واقعا پاداش هر معرفی TRONLINK به یک نفر دیگر، 300 ترون خواهد بود یا خیر، مشخصا این والت با یک میلیون نصب فعال در گوگل پلی، معتبر هست و از طرفی ایجاد یک حساب در آن یا معرفی آن به دوستان دیگر زحمت چندانی ندارد، حال آنکه می تواند آورده مالی مناسبی را هم به همراه داشته باشد، کما اینکه 300 ترون، امروز معادل 800 هزار تومان می باشد.

من برای خودم و سایر دوستانم حساب TRONLINK تشکیل دادم

+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم آذر ۱۴۰۰ساعت 12:41  توسط جواد طائی   | 

تركمنها به قبایل و تیره های متعددی تقسیم می شوند كه در ذیل نام آنها را می آوریم:
عالی ایلی، چاودار، یمرلی، ارساری، سالور، ساریق، تكه، یموت، گوكلان.
اكنون به بررسی محل زندگی و خصوصیات آنها می پردازیم با توجه به اینكه بیشترین اطلاعات در كتابهای مختلف در مورد سه طایفه تركمن یعنی تكه، یموت و گوكلان آمده است در مورد سایر طوایف تركمن فقط به معرفی و توضیحی مختصر اكتفا می كنیم.

تركمنهای عالی ایل
آل ایلی یا علی ایلی ها عمدتاً در ناحیه اندخوی در مرز شمالی افغانستان ساكن بودند، هر چند كه بخش كوچكی از این قبیله در مرز شمالی و ایالات قوچان و دره گز ایران زندگی می كردند و تابع امیر افغانستان بودند.

تركمنهای چاودار
چاودر یا چودیرها در منطقه بین مانقشلاق و خیوه زندگی می كردند تیره‌های عمده آنها از بحر خزر تا «كهنه اورگنچ» و «بولدومساز» و «پرسو» و «گوگ‌ جق مرو» متفرق می‌باشند.

تركمنهای یمرلی
یمرلی ها در سمت شرقی آمو دریا ساكن بودند.

تركمنهای ارساری
این قوم تركمن در ساحل چپ آمو دریا از بخارا گرفته تا بلخ و سرزمین داخل افغانستان سكونت داشتند. ارساری ها یكی از قبایل كثیرالعده تركمن در آسیای میانه بودند. بعد از غلبه روسها بر تركمنستان، اكثر ارساریها به دولت روسیه توسط بخارا خراج می پرداختند و تعداد كمی از آنها تبعه افغانستان بودند. اكثر آنها اسكان یافته بودند؛ آنها در روابط بین خانات بخارا و افغانستان نقش عمده داشتند و منتصب به چند تیره می شدند.
الف- قارا، ب- باكول، ج- آلاچا، هـ - اوكا.

تركمنهای سالور
سالورها یكی از قدیمی ترین قبایل تركمن بودند. احتمالاً تعداد آنها قبل از جنگها و مهاجماتی كه موقع انتقال قسمت عمده تركمنها توسط سلجوقیان از آسیای مركزی به غرب روی داد بیشتر بود. سالورها در شرق سرزمین تكه، بین سرخس و رود مرغاب، می‌زیستند. و در اواخر دوران صفوی تركمنهای سالور در ناحیه «اتك» و «آخال» مسكن گرفتند و بعد از مرگ نادرشاه حركت تدریجی خود را به سوی خراسان آغاز كردند. سالرها در دوران پادشاهی فتحعلیشاه خود را به رود تجن رساندند عباس میرزا نایب السلطنه درگیریهای زیادی با این اقوام داشته است. سرانجام وی برای ریشه كن كردن این قوم در 12جمادی الثانی 1248هـ. ق. راهی سرخس شد و عده زیادی از سالرها را اسیر كرده به مشهد آورد.
تقسیم بندی آنها به قرار ذیل است: الف- یلواج (یالاواچ) ب- قره‌مان ج- آنابوگلی.
كه هركدام از این طوایف نیز خود به شعبات مختلفی تقسیم می شوند.

تركمنهای ساریق
یك قبیله قدیمی دیگری بودند كه در ناحیه پنجده كنار رود مرغاب، شرق سالورها ساكن بودند. اینها هم مانند سالورها به شجاعت مشهورند و مانند آنها تعدادشان بعجله روبه كاهش گذاشته است. این طایفه به قبایل متعددی با نامهای خراسانلی، بیراج، سوخته، آلاشا، هرزقی تقسیم می شوند كه هركدام دارای شعبات مختلفی هستند. ساریق ها در كنار رودخانه مرغاب اشتغال دارند و به این واسطه به زراعت و باغبانی می پردازند. گله‌های زیاد گوسفند و شتر كثیر دارند كه نزدیكی رودخانه قاراتپه در دامنه شمال پاروپامسیوس خوراك فراوان به جهت آنها موجود است.

تركمنهای تكه
تكه بزرگترین و نیرومندترین قبیله تركمنهاست كه نفوذ آنها در كشورهای مجاور بلكه در میان كل مردم تركمن محسوس بود. قدرت فزاینده تكه، رهبریت تركمنها را به آنها داد. همانطوریكه در واقع اسم آنها هم تلویحاً بیانگر آن بود.
آنها در آخال و واحه های مرو، و در سرتاسر كویر و اوزبوی، از نزدیك چاههای ایگدی گرفته تا مرزهای واحه خیوه می زیستند. زمانی اكثریت جمعیت تكه در سرزمین آخال ساكن شده بودند، اما بعد از اینكه سدی روی مرغاب ساخته شد، عده ای به واحه مرو انتقال یافتند، كه بدین ترتیب مرو از واحه آخال پرجمعیت ‌تر گردید و بواسطه اسم محل سكنای خود موسوم به آخال تكه و تكه مرو شدند.
علت انتقال تكه های مرو از واحه آخال فشار جمعیت و نداشتن زمینهای زراعی كافی و عدم وجود آذوقه در آخال بوده است كه یكی از رهبران تكه بنام قوشیدخان با زدن سدی بر روی رودخانه مرغاب آن واحه را آباد می كند. و تكه های مرو در سال 1835 از آخال تكه جدا می‌شود و در مرو در كنار رودخانه مرغاب سكنی می گزینند. آنچه كه از آنها اطلاع در دسترس است اینكه در آن اوقات عده زیادی از تركمنهای تكه به راهنمائی اورازخان از زمین آخال حركت كرده به مسافت هشتاد ورست به مغرب روستای جیار كه در انتهای هری رود واقع است رسیدند.
سی سال بعد تكه ها جنگ خونریزی را با ایرانیهائی داشتند كه از طرف قاجاریه جهت تنبیه و غارت آنها فرستاده شده بودند در این جنگ - كه به جنگ مرو معروف است- تكه ها شكست سختی را بر قشون ایران وارد ساختند. بعد از شكست ایرانیها تركمنهای تكه «تراكمه ساریق وسالور را مطیع خود نمودند و تمام خاك مرو را تصرف كرده و خودرا نه تنها از تبعیت ایرانیها خلاص كردند، بلكه از تبعیت اهل خیوق نیز بیرون آمدند.
تكه ها كه از نیرومندترین و شجاعترین طایفه تركمن هستند در مقابل هجوم قشون ایرانی و روسی مقاومتهای زیادی می كنند و شكست زیادی را به این دو مهاجم قدرتمند و نیز حاكم خیوه وارد می سازند. در مورد شجاعت تكه ها در گرگان نامه مسیح ذبیحی اینگونه آمده است كه:«تنها تراكمه تكه سبب هستند كه روسها با هزار زحمت وضع حالیه خود را در آسیای وسطی تحصیل نموده اند و نتوانند روابط خود را در این ممالك وسعت دهند. كار آسانی نخواهد بود كه روسها تراكمه تكه را به اطاعت در آورند. آنچه بیشتر اسباب صعوبت انقیاد تراكمه تكه است نه تنها شجاعت آنهاست كه چندین دفعه علایم آنها به ظهور رسیده است بلكه میل زیاد آنها به آزادی می‌باشد.»
مسكن دائمی تكه ها نوار باریكی بود كه در طول كوپت داغ، از قزل آروات تا گاوارز، و دشت حاصلخیز مرغاب قرار داشت. به گفته گرودكوف، اكثر دهات تكه مخصوصاً در آخال، بوسیله دیوارهای گلی بلند احاطه شده و بصورت مكانهای استحكاماتی در مسیر رودخانه ها، گاهی تك، بعضی اوقات بصورت جفت و حتی گروههای بزرگتر قرار داشتند.
مهمترین اینها عبارتند از: در كانال گوزباشی، باگیر، قاری قالا، میراوا، گوكجه، سالیك قالا، قبچاق و عشق آباد؛ در رودخانه كوزلوخ، یمیشان، شوقالا، كیالیجار، باب آراب، گومبت لی، وایزگنت قرار داشت؛ در رودخانه فیروزی ینی سو و رولمتای بوزمین قرار داشت و سرانجام در سكیزیاب، یانگی قالا، گوك تپه ، كهنه گوگ تپه و آخال واقع بود.
تكه ها به دو تیره عمده تقسیم می شوند به نامهای توختامیش و اوتامیش، تكه های توختامیش خود به دو تیره بك و وكیل منشعب می شوند كه از هركدام تیره های متعدد دیگری انشعاب پیدا می‌كند. تكه های اوتامیش نیز به دو تیره سیچمازشامل و باخشی شامل تقسیم می شوند كه هركدام از آنها نیز به تیره های كوچكتری تقسیم می شوند.

تركمنهای یموت
یموتها از قبایل قدیمی و پرجمعیت تركمن است و آنها نیز به مانند تكه ها از طوایف نیرومند و شجاع تركمن هستند كه در مصاف جنگ با ایرانیان و تزارهای وحشی شجاعت و نیرومندی خود را بارها به ثبوت رسانیدند.
یموتها كثیرالعده و شدیداً پراكنده شده‌اند و ساكن مناطق استرآباد تا كراسنوودسك (قزل سو) سواحل شرقی دریای خزر و اطراف خیوه بودند.
در گرگان نامه مسیح ذبیحی در مورد معرفی تركمنها مطالب ارزنده ای آمده است كه مختصراً می‌آوریم. «در معرفی تركمنها ‌ ابتدا به آنهایی اشاره خواهیم نمود كه بیشتر در اطراف مشرق سكنی داشته و با روسها بیشتر مربوط بوده و معروفتر از دیگران هستند. نزدیك دریای خزر مابین رودخانه های اترك و گرگان تراكمه قره چوقا كه اصلاً یموت هستند سكنی دارند و همچنین تراكمه بایرام شالی است كه قسمت بیشتر آن در خیوق هستند و حال آنكه به همه جهت به قدر هزار خانواده از تراكمه قراچوقا در خیوق می باشند. تراكمه قراچوقا كه در نزدیكی دریای خزر زندگی می نمایند به دو قسمت تقسیم می شوند: یك قسمت آن شریف جعفربای می باشد كه به قدر هشت هزار خانواده در ساحل دریای خزر زندگی می كنند. قسمت دیگر كه موسوم به آق آتابای یا چونی است به قدر هفت هزار خانواده است كه پهلو بلكه قدری بیشتر در طرف مشرق زندگی می‌كنند. در میان عامه یموت این دو اسم مشهور مقبول است و نژاد شرف و از شرف و چونی از چونی سخت عار می‌كشند و حمایت دارند واتفاق و اتحاد ایشان در واقع سخت و موجب بسی حیرت است كه در حقیقت جزو اخلاق آنهاست.
هر خصومت و رنجشی كه درمیان آنها حاصل می شود رنجش و خصومت ایلیت است همین كه پای غیر به میان آمده تمام با هم متفق می شوند در میانه یموت نجبارا «ایگ» و نانجیب را «قول» می‌نامند. ایگ آنهایی هستند كه پدر و مادرشان یموتی است. قول آنهائی هستند كه پدرشان یموت و مادرشان از ولایت است.
سرزمین یموت محدود است از شمال به اترك، از مغرب به دریای خزر از جنوب به دهات اتك استرآباد یعنی بلوكات سدن رستاق، استراباد رستاق، كتول، فندرسك و سنگر، همه جا كنار جنگل علامت مرزی است و دشت پهناور ماوراء آن زیر تسلط تركمن ها است. و از طرف مشرق به هرهر و یاس تپه و یك باریكه خاك بی طرفی كه بین اقامتگاههای یموت و گوگلان واقع است.
نام ایل یموت ماخوذ از اسم یموت پسر اغوزجك است. یموت صاحب دو پسر به نامهای «اوتلی تمور» و «قوتلی تمور» بوده است، اتلی تمور جد عشایر یموت خیوه و قتلی تمور جد مردم یموت ساكن در ایران هستند.
یموتها در ایام چنگیزخان و تیمورلنگ اراضی فعلی را كه در دست دارند بدست آورده سكنی گرفتند. موقعی كه خاندان اتابكان حكمرانی می كردند یموت ها در منطقه شمال و شمال شرق ایران فعالیتهای زیادی در تركمن كردن منطقه داشتند.
محل استقرار اولیه یموت عبارتند از: خوجه نفس، كمش تپه، خلیج حسنقلی، چله كن (چهاركن)، چكیشلر، اترك.

در اینمورد رابینو می نویسد: «محلات ذیل بعضی از اقامتگاه های دائمی یموت است كه ذكری از آنها نشده است:
الف- پست مرز مراوه تپه در ساحل جنوبی اترك در 72 میلی شمال غربی بجنورد و بنابر اطلاع اهل محل 28 میل در مغرب بیرام الم.
ب- پست مرزی یاغی الم هشت میل در شمال غربی بیرام الوم.
ج- چاتلی در هشت فرسنگی چكشلر و 32 میلی (هشت فرسخی شمال غربی گنبدقابوس).
د- سنگرتپه در نزدیكی مصب اترك در ده میلی شمال شرقی تازه آباد.
هـ- تازه آباد در ده میلی شمال گمش تپه كه دارای هشت نه خانه متعلق به ماهیگران تركمن.
ز- آلتین تخماق تقریباً در نیم فرسخی دریا و دو فرسخی انچلی.
ح- گورك سفید در دومیلی گمش تپه و دو میلی دریا.››

ییت می‌نویسد: «یموت ها ظاهراً مردمی با ایمان و نسبت به معتقدات خود پای بند بودند، حتی خان های همراه ما نیز چندمرتبه در روز نماز خود را بجای می آوردند.»
اعتقاد كاملی به كلام ا.. مجید دارند. و در شهر صیام هرگاه مسافرت كنند تا آن مسافرت از ضروریات اسلامی نباشد روزه نمی‌خورند. به مشایخ و قضات و خوجه و صوفی خیلی احترام می‌كنند و نذورات برای آنها می برند.
بعد از قتل عام یموتهای خیوه توسط روسها در سال 1873، مقاومت آنها در برابر فشار مداوم روس و ایران در هم شكست. قسمتی از یموتها تسلیم روس و قسمتی دیگر تسلیم ایران شدند. در آن تاریخ آنها تقریباً 40000 خانوار (جمعاً 200000 نفر) بودند. در حدود 15000 خانوار اطراف خیوه و 25000 خانوار در شمال خراسان ایران و ساحل شرقی دریای خزر زندگی می كردند.
در گرگان نامه آمده است: «بزرگتر و متمول‌تر و متمدن ترین تمام طوایف یموت اول طایفه جعفربای وثانیا طایفه آتابای است. ولی هیچ طایفه به تمول و تمدن جعفربای نمی‌رسد» و عده یموت‌ها تقریباً هفت هزار خانوار است، كه یك سوم صحرانشین اند و بقیه اقامتگاه ثابت دارند، جعفربای ها ملاح و ماهیگر و تجار قبیله اند و وضع كارشان از همه بهتر است. بعد از آنها آتابای داز و دوجی و یلقی قرار دارند. پست‌تر از همه چارواهای بیابانی و سركش و فقیر تیره های قان یوخمز وایگدر می‌باشند، كه فقط معاش روزانه را در چادرهای خود موجود دارند تیره داز به افسانه‌هایی اعتقاد دارند كه به موجب آن ایشان از بازماندگان خاندان پادشاهی هستند. همسایگان آنها نیز ایشان را ارجمندترین تیره قبیله یموت می‌شمارند قبیله های یموت از حدود غربی به مشرق به ترتیب ذیل مقیم هستند. جعفربای، آتابای، یلقی، داز، دوجی، بكه، بهلكه، بدراق، ایمیر، كوچك، سلاخ، قجق، قان یوخمز و ایگدیر.
تراكمه جعفربای چون در سواحل سكنی دارند سابقاً اسباب واهمه ایرانیانی بوده اند كه در سواحل دریای خزر سكنی دارند و ایرانیها آنها را سارقین دریا و اشرار می پنداشتند.

تركمنهای گوگلان
گوگلان اسمی است با مسمی، زیرا كه گوگلان مشتق از دو كلمه گوك ولان و گوك به تركی سبز و لان به معنی جایگاه است. قبیله گوكلان سرزمین محدودی را در مصب گرگان رود در اشغال دارند. منطقه آنا از یاس‌تپه در ساحل جنوبی رودخانه در مغرب تا سرچشمه گرگان رود در یلی چشمه و دهنه گرگان رود در تنگراه و یا تخمیناً از طول جغرافیایی 55 تا 56 درجه‌ شرقی می‌باشد.
شهرهایی كه اراضی گوگلان را در جلگه گرگان مشروب می سازند، عبارتند از: آب حاجی لر، كچه قره شور كه از قلعه كافه و دوزین جاری می شوند و آب بانیل از وامنان وآب چقربیگدلی از دهنه فارسیان و فیرنگ و آب اوبه خالّی خان از دهنه تنگراه. مردم گوگلان افرادی كشاورز و در عادات خود مانند بادیه نشین ها نیستند. اینان در همان چادرهای نمدی تركمن زندگی می كردند، اما دیر و بندرت اوبه یا محل سكونت خود را عوض می كردند و در نتیجه محلی كه آنها در آن بسر میبردند بسیار كثیف و نامناسب می نمود. با روسیه تجارت گاو و گوسفند و پارچه ابریشمی دارند و درخت توت پرورش می دهند و كرم ابریشم تربیت می كنند و قدری نیز تریاك می كارند و به استعمال آن نیز سخت معتادند. مصنوعات ایشان فقط نمد و فرشهای زبر و مقداری پارچه ابریشمی است. مردمش مطیع‌تر از یموت و در خط رعیتی و زراعت طرف نسبت با یموت نیستند.
آرمینیوس وامبری درباره گوگلانها می نویسد: «اگر بخواهم از روی وضعیتی كه داشتند ومناسباتی كه بین آنها و همسایگانشان برقرار بود قضاوت نمایم باید آنها را بدیده صلح‌جوترین و متمدن‌ترین تركمنها نگاه كنم و به همین عنوان معرفی نمایم. غالب آنها از روی میل به امر زراعت مشغول هستند و خود را تابع ایران می دانند.
بهرحال اراضی گوكلان حاصلخیز و قابل، هوایش سلامت و نسبت به هوای یموت ییلاق و دارای چشمه سارهای زیادی است. و یكی از زیباترین مناطق شمال خراسان است. ولی بواسطه كمی جمعیت فرسخ ها از اراضی ایشان عاطل و بی حاصل مانده است.»
كلنل ییت كه سفری به میان گوكلان ها داشته و آنها را از نزدیك مشاهده كرده است می- نویسد:‹‹به نظر می‌رسید كه آنها تیره‌های بسیار متفاوتی از تكه ها، ارساری ها و سایر تركمن های دیگری كه تا آن موقع دیده بودم باشند بعضی از آنها بور و تعدادی نیز زرد پریده رنگ بودند و در مقایسه با تكه‌ها و ساریك‌ها ریش‌های پرتری داشتند آنها اسبهای بهتری را سوار بودند و كلاههایی از پوست بره، تقریباً بزرگتر و پهن تر از كلاههای عادی بر سرداشتند. درون آلاچیق‌های آنها نیز وضع خوبی نداشت، از قالیهای زیبایی كه تكه‌ها و ساریك‌ها بر كف چادر فرش می كنند و یا كیف هایی كه بر دیوار می آویزند، خبری نبود، علت این امر، فقر یا نداری آنها نبود، چون وضع خوبی داشتند بعضی از سران آنها ثروت زیادی داشتند، از جمله سبحان قلی‌خان رئیس ابه‌های شغال تپه» بلكه علت آن این است كه گوكلان ها مانند طایفه های دیگر هنر قالیبافی و كیف بافی و ... را نداشتند و تنها هنر آنها در زمینه صنایع دستی نمدبافی می باشد ونیز آنها همواره ساده زندگی می كردند وبه بكار بردن اشیاء قیمتی در منازل خود اشتیاق نداشتند.
گوكلان ها پیش از طوایف دیگر تركمن مطیع ایرانیان شدند زیرا «آنان در سرزمینی كه به سر می بردند به علت حملات پی در پی ایرانیان زندگی آرامی نداشتند و پیش از آنكه ایران آنها را تسلیم خود كند مورد تهاجم آقامحمدخان (پادشاه ایران) و محمد امین خان (حاكم خیوه) قرار گرفتند و تا حدود زیادی نابود شده بودند. بدین طریق آنها چاره ای جز تسلیم شدن به شاه ایران در اوائل دهه 1840 نداشتند.»

طوایف و قبایل مقدس تركمن ها
غیر از طوایف و تیره های مختلف تركمن، تركمنها دارای چهار طایفه دیگری موسوم به اولاد هستند. این طوایف چهارگانه اولاد از طوایف مقدس تركمن به شمار می آیند. زیرا آنها خود را از نسل خلفای راشدین « رضی الله تعالی عنهم اجمعین» می دانند.
این طوایف عبارتند از:
الف- شیخ از نسل حضرت ابوبكر صدیق (رض)
ب- مخدم (مختوم) از نسل حضرت عمرفاروق (رض)
ج- آتا از نسل حضرت عثمان ذی النورین (رض)
د- خوجه از نسل حضرت علی مرتضی (رض).
این طوایف چهارگانه كه از چهار یار پیامبر (ص) انشعاب یافته اند بخاطر اینكه چهار یار از یاران و خویشاوندان نزدیك رسول اكرم (ص) می باشند اولاد آنها در نزد تركمنها مقدس شمرده می‌شوند. چرا كه حضرت ابوبكر (ع) پدر زن پیامبر اكرم (ص) می‌ باشد، حضرت عمر (ع) هم پدر زن پیامبر اكرم (ص) و از طرف دیگر داماد حضرت علی (علی) می باشد. حضرت عثمان (ع) و حضرت علی(ع) هر دو داماد پیامبر اكرم (ص) می باشند. و روایت است كه می گویند آنها (اولاد) برای تبلیغ دین مبین اسلام و از طرف دیگر بعلت فرار از ظلم و جور خلفای اموی به میان تركمنها آمده اند. و تركمنها به آنها اولاد گفته و احترام بسیار زیادی نسبت به آنها قائل بودند و هستند. از میان این طوایف. آتا و خوجه پرنفوذترین آنها هستند. به جهت اینكه فرزندان این دو طایفه از نوادگان و اهل بیت رسول اكرم(ص) محسوب می شوند.
در كتاب ایرانیان تركمن آمده است: «گروهی از تركمنها نیز به اولاد مشهورند. آیرونز آنها را قبایل مقدس می‌نامد. این گروه به چهار قسمت تقسیم می شود كه هر كدام از آنها خود را فرزندان یكی از خلفای راشدین (رض) می دانند. این تنها گروهی است كه در عین تركمن بودن در شجره اصلی تركمنها جای ندارد.»
آنها در هنگام جنگهای قبیله ای بین تركمنها و حتی در سخت ترین شرایط می توانستند آزادانه در میان تمام طوایف متخاصم رفت و آمد نمایند و در دعوای آنها میانجیگری می كردند و بارها همین اولادها جدال‌ها و ستیزهای بزرگی را در میان طوایف تركمن خنثی نموده و بین گروههای متخاصم آشتی ایجاد نمودند.
ویلیام آیرونز در مورد طوایف مقدس و محل آنها می نویسد: «همواره یك كانال ارتباط میان طوایف متخاصم حفظ می گردید كه می‌شداز آن برای برقراری صلح و نیز انجام سایر مقاصد استفاده كرد. این كانال ارتباطی عبارت از قبایل كوچكی بود كه ادعا می كردند از اعقاب خلفای راشدین هستند. تمام قبایل معمولی تركمن همواره با این قبایل دارای تبار مقدس مناسبات صلح آمیز داشتند، زیرا به اعتقاد تركمنهای معمولی، یاغی شدن به آنها موجب عقوبت شدید الهی بود. اعتقاد به این عقوبت می توانست نه فقط از یاغی شدن بلكه از عمل خصومت آمیز غیرموجه علیه هریك از اعضای قبایل مقدس جلوگیری كند. هنوز هم حكایت های متعددی درباره دیوانه شدن كسانی كه اشتباهاً بجای تركمنهای معمولی به قبایل مقدس حمله كرده و اموال آنها را سرقت كرده بودند نقل می شود.
بنابراین اعضای قبایل مقدس كه اولاد خوانده می شوند. می‌توانستند به منظور تجارت یا بعنوان پیكهای سیاسی آزادانه در بین گروه های متخاصم رفت‌وآمد كنند. منزلت خاص اولادها مستلزم آن بود كه آنان در جهت برقراری صلح میان قبایل متخاصم اقدام نمایند. این نقشی بود كه تا اندازه‌ای از همه گروههای بی طرف انتظار می‌رفت، لیكن الزام اولادها به ایفای این نقش از دیگران بیشتر بود. افراد مطلع می‌گفتند، پس از آن كه حمله ای به گروههای خصم صورت می‌گرفت، اولادها گهگاه به دفاع از قربانیان حمله برمی خاستند و با مطرح كردن فقر و تنگدستی آنان خواستار پس دادن بخشی از احشامشان می شدند.
گفته می‌شود گاه بخشی از اموال غارتی واقعاً مسترد می گردید، اما هیچگاه تمام آنرا پس نمی دادند. وقتی میان دو طایفه خصومتهایی با ابعاد بزرگتر از گوسفند دزدی در می‌گرفت اولادها میان گروه‌های متخاصم رفت و آمد می‌كردند و خواهان برقراری صلح و آرامش می شدند. البته آنان همیشه در كوششهای خود موفق نبودند. مع ذلك، نقش اولادها، بعنوان یك كانال سیاسی، برای تمام یموتها ارزشمند بود و بخش مهمی از ساختار سیاسی سنتی آنان را تشكیل می داد.»
ییت می نویسد: «می‌گفتند كه یموتها به انتقام اسبی كه گوكلان ها از آنها دزدیده بودند، سعی داشتند تا به آنها ضربه ای بزنند، اما تنها چیزی كه آنها به آن برمی‌خورند دختر بچه‌ای بوده است كه دست مادر كور خود را گرفته و او را راه می برده است. آنها دختر را برداشته و با خود به غنیمت بردند به امید اینكه شاید گوكلان ها برای باز پس گرفتن وی راضی شوند تا مبلغی را به آنها بپردازند، از بدشانسی آنها این دختر متعلق به خواجه یا سید بود و زمانی كه پدر وی برای باز پس گرفتن او نزد یموتها رفت آنها بدون طلب چیزی دختر را به وی پس دادند، بسیار جالب بود كه تركمنها اینقدر به خواجه یا سید خود احترام می گذاشتند و اموال متعلق به وی را مقدس می‌دانستند و زمانی كه چیزی را به سرقت می بردند ومعلوم می‌شد كه از آن سید است خیلی زود نسبت به باز پس دادن آن اقدام می كردند. تركمنهای سید مختارند تا آزادانه بین قبایل مختلف رفت ‌و آمد كنند. ... اینان بسار مورد احترام یموتها هستند و هرگز از طرف آنها مورد هجوم و چپاول قرار نمی گیرند.»
كلنل چارلز ادوارد ییت داستانی را بیان می كند كه در آن گروهی از یموتهای قان یوخمز و ایگدر برای غارت به طرف گوكلان رفته و مقادیر زیادی از گوسفندان آنها را غارت كردند وبا پیروزی و خوشحالی به دهكده برگشتند: «بلافاصله بعد از رسیدن به دهكده، هریك از افراد سهم خود را از غنیمت بدست آمده صاحب شدند، اما چیزی نگذشت كه نگرانی ها شروع شده و شك و تردید بر دلها مستولی گردید، روی گوسفندان علامتی مشاهده شد كه براساس آن گمان می رفت آنها به خواجه یا سیدی تعلق داشته باشند، بهرحال این موضوع صحت پیدا كرد و اولین چیزی كه در این خصوص شنیدم این بود كه خواجه یا سیدها برای باز پس گرفتن اموال خود به ده مرادخان آمده بودند. مرادخان فوراً نسبت به مسترد داشتن سهم خود اقدام كرده و توبه نمود و بسیار اظهار ندامت می كرد از اینكه چرا بعد از مدتی كه غارتگری را كنار گذاشته بود بار دیگر خود را آلوده این كار كرده است، بقیه افراد گروه نیز به نوبه خود آنچه را كه بدست آورده بودند باز پس دادند. یكی از آنها كه از فرط خوشحالی با كشتن یكی از گوسفندان در شب قبل دلی از عزا در آورده بود، ناچار گردید تا یكی از گوسفندان خود را مایه بگذارد و این تمام چیزی بود كه از این غارت نصیب وی گردید. ترسی كه یموتها از سیدها دارند بسیار تعجب آور است، به محض آنكه بفهمند آنچه را كه به غارت گرفته اند از اموال سید است نسبت به پس دادن آن اقدام می كنند، تا مورد لعن و نفرین قرار نگیرند.»
این احترام و قداست سیدها نه تنها در میان یموت بلكه در میان تمامی طوایف تركمن همواره برقرار بوده است و حتی هم اكنون در میان تركمنها قبایل مقدس تركمن از احترام و عزت نسبتاً زیادی برخوردار هستند. بطوریكه در میان تركمن ها ضرب المثلی است كه می گویند «اولادینگ ایتینی كشكی گورمه» یعنی حتی سگ سید را كشكی نبین. و این ضرب المثل بخاطر ترس آنها از لعن و نفرین سیدها می باشد.

تشکر از برادر طاهر سارلی

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم اسفند ۱۳۹۹ساعت 21:52  توسط جواد طائی   | 

نا به نوشته وامبری طوایف ترکمن به 9 دسته تقسیم می شوند:
1- چاودر 2- ارساری 3- آل علی 4- قره 5- سالور (سالر) 6- ساریق 7- تکه 8- گوگلان 9- یموت

درباره معرفی تاریخچه طوایف مذکور ابتدا اطلاعات وامبری را می آوریم:

1- چاودر
محل زندگی آنها در قسمت جنوبی منطقه است که بین دریای خزر و دریای آرال واقع گردیده و تیره های عمده آنها که از بحر خزر تا کهنه اورگنج و بولدومساز و پرسو و گوگ جق مرو متفرق می باشند، عبارتند از: ابدال، ایگدر، اسنلو، قره چادر، بزاچی، بورون جق، شیخ.

2- ارساری
چون بنیانگذار این قوم در ساحل چب جیحون از چارجو تا بلخ مسکن دارند و به بیست طایفه و تیره های متعدد تقسیم می شوند، چون قرارگاه های آنها نزدیک رود جیحون است اغلب آنها را به لب آب ترکمن می نامند، آنها در گذشته خراج گذار امیر بخارا بودند.

3- آل علی
مسکن عمده آنها اندخوی (در افغانستان) بوده و از ترکمن های کم جمعیت به شمار می روند.

4- قره
این ایل هم از تیره های کم جمعیت است که عادت و رسوم خاصی ندارند و در کنار چشمه ها پراکنده اند و مسکن آنها بین مرو و اندخوی می باشد.

5- سالور (سالر)
این ایل قدیمی ترین ایل ترکمن است. در موقع حمله اعراب شجاعت هایی از خودشان نشان دادند. در اواخر دوران صفوی ترکمن های سالر در ناحیه اتک و آخال مسکن گرفتند و بعد از مرگ نادر شاه حرکت تدریجی خود را به سوی خراسان آغاز کردند. سالرها در دوران پادشاهی فتح علی شاه خود را به رود تجن رساندند، عباس میرزا نایب السلطنه، درگیری های زیادی با این اقوام داشته است. سرانجام وی برای ریشه کن کردن این قوم در 12 جمادی الثانی 1248 ه.ق راهی سرخس شد و عده زیادی از سالرها را اسیر کرده به مشهد آورد. آرتور کمبل ییت سرهنگ انگلیسی که در این ایام در مشهد بود راجع به این حادثه می نویسد:« سالرها را اعم از زن و مرد و بچه اسیر کرده به مشهد می آورند و به فرمان عباس میرزا در معرض فروش گذاشتند، طایفه ای از سالرها که در یول آتن و پنجده زندگی می کردند نمایندگانی از اطراف ایل نزد شاهزاده قاجار فرستادند و با دادن فدیه برابر ده تومان برای هر کدام، آزادی همگی را خواستار شدند. اقدامات عباس میرزا در بین ترکمن های سالر بسیار خشونت آمیز بود، طوری که مادران برای خواباندن بچه هایشان اسم عباس میرزا را می آوردند.
در لشکرکشی سپاهیان ایران در سال 1276 ه.ق علیه ترکمن های تکه، سالرها، وعده همکاری به سپاهیان ایران می دهند ولی در صحرای بیکران آنها را تنها گذاشته، سپاه ایران تار و مار می شود و سپاه شکست خورده ایرانی برای گرفتن انتقام به دهات های بی دفاع سالرها حمله می کنند. کمک سالرها به لشکریان ایرانی در ایام بعدی و سازش نهایی با حکومت حسام السلطنه حاکم خراسان، تکه های مرو را خشمگین می کند و در ایام قحطسالی به سال 1288 ه.ق بر سالرها می تازند و آنها در مدت کمی تمام گله و رمه های خود را از دست داده ناچار به سوی مرو کوچ کردند و ناچار شدند در زیر قید تکه ها زندگی کنند تا هنگامی که لشکرکشی روسها در ناحیه ترکستان، ترس در دل تکه ها انداخت و شکست آنها در سال 1298 ق/ 1881 م به سالرها فرصت داد تا مهمان نوازی دولت ایران را مغتنم شمارند و به قرارگاه اولیه خود در سرخس کهنه و زورآباد بازگردند. به گفته لسار محقق روسی « در سال 1298 فقط در مرو چهار هزار از ایل سالر می زیستند و دو هزار از آنها به سوی مرغاب در نزدیکی هرات کشانده شدند.»
رده های فرعی این ایل عبارتند از:
1- یلواج شامل: یاش، تیش، سقر، اردوقوجه.
2- قهرمان شامل: علم، گرجیکلی، بی بلاغی.
3- آنه بولاغی شامل: یادشی، بخارا، باقشت لوره، تیمور.

6- ساریق
این ایل نیز مانند سالرها به شجاعت مشهورند و مانند آنها جمعیتشان به سرعت کاهش یافت به طوری که در سال 1890 م/ 1310 ق به ده هزار چادر رسیده است. مسکن آنها رود مرغاب و اطراف پنجده می باشد و به استثنای جمشیدی ها (تیره ایرانی) بقیه ترکمن ها با آنها میانه خوبی نداشتند.
زن های این قوم به بافتن نوعی پارچه به نام عاقری شهرت دارند که پشم نوزاد شتر را چند روز متوالی می چوشانند و مانند ابریشم نرم و کش دار می گردد و پس از کلاف و صیقلی کردن بسیار قشنگ می شود. در سال 1272 ق/ 1855 م که سلطان میرزا حسام السلطنه به حکومت خراسان گماشته شد به تکه های اطراف مرو فشار وارد کرد و آنها مجبور شدند به سوی مرو حرکت کنند و در این ایام ساریق ها در مرو سکونت داشتند و طی چندین رشته زد و خورد با تکه ها، ساریق ها مجبور شدند از مرو به یول آتن و پنجده حرکت کنند.
تقسیمات فرعی آنان به شرح زیر است:
1- خراسانلی شامل: بدنگ، خوجالی، قزل، حسینعلی.
2- بیراج شامل: قانلی باش، قولچه،شوجان.
3- سوخته شامل: تاپیر، موماتاق، کرد، قادیر.
4- آلاشا شامل: خوجق؛ باقاجا، سوین قره، شعد، آقن سیز.
5- هرزقی شامل: یزقی، جانی بگ، قرما، جاتان، چاپاغی.

باید اضافه کرد که در کتاب تفصیل احوال تراکمه، تقسیم بندی این قوم به شرح زیر است:
1- هرزقی شامل: شوجانلی، قولچا، شیخلی، قزل، بدنگ، قانلی باش.
2- خراسانلی شامل: اوستلت، آی نش.
3- سوختی شامل: دوق دویلی، آرون.
4- بایراج شامل: جانی بیک، یرکی، گوراما، سیدوش.

7- تکه
به درستی معلوم نیست که ترکمانان تکه در چه تاریخی زاد و بوم خویش را رها کردند، اما می دانیم این ترکمانان نزدیک به پایان دوره فرمانروایی شاهان صفوی خود را به ناحیه ای رساندند که بعدها به اتک یا دامن کوه و سرزمین آخال مشهور گردید. تاریخ قطعی استقرار تکه ها در آخال پس از کشته شدن نادرشاه و احتمالا در عهد سلطنت عادلشاه زند است، حرکت قطعی تکه ها به سوی خراسان تدریجی بود به این معنی که در آغاز، در حاشیه مرزهای ایران می زیستند و هر قدر به هرج و مرج داخلی افزوده می شد به داخل مرز های ایران سرازیر می شدند. در نیمه دوم سده سیزدهم هجری، عوامل چندی سبب گردید که گروهی از تکه ها سرزمین آخال را پشت سر نهند و به حدود یک فرسنگی شمال سرخس کهنه قلعه ای بنا کرده و در آن سکنی گزینند.
برای معرفی تیره های این قوم از دو منبع استفاده می کنیم، یکی گزارش وامبری و دیگری تفصیل احوال تراکمه.
الف- گزارش وامبری: تکه ها به سه دسته تقسیم می شوند و هر کدام به چند تیره:
1- اوتمیش شامل: قلت شو، سلطان سیز، سجمز، قارا احمد.
2- بخشی سامل: پررنگ، تپاز، کرساغری، آلاجا گوز، تاشاجاق، آق صوفی، گوه، مارسی، ذاکر، قاضی لار.
3- تقتامش شامل: برق برون امان شاه، گوگچه بیک، قره، خار، قنگور، یوسف، جازی، آریق قاراجا.

وامبری اعتراف کرده است که تقسیم بندی اش نارسا است به همین سبب بهتر است به تقسیم بندی بعدی پبردازم:
ب- جمیع طایفه ترکمن به تقتامیش و اوتامیش تقسیم شده اند، شاخه تقتامیش به دو قسمت بگ و وکیل تقسیم می شوند:
1- شعبه بگ شامل:
الف- گوگجه که خود شامل خانواده ساری گوگجه و قرا گوگجه می باشد.
ب- شامل تایماس و موچک می باشد.
ج- آمان شاش، شامل کالو، سونگ، آجیرباش می باشد.
د- شار، شامل یعقوب و شار می باشد.
ه: قنگور، شامل قارا قنگور و آق قنگور است.

2- شعبه وکیل، خود به دو قسمت آق وکیل و قارا وکیل تقسیم می شوند:
الف- آق وکیل شامل: شاشین، قارا یوسف، جازی، کاندشیک، قرابورمچ و شارون.
ب- قارا وکیل شامل: آریق، قارادشا، شالیل، قارا بوکری، کاکشال.

شاخه اوتامیش تکه به دو شعبه تقسیم می شود:
1- سیچمش 2- باغشی
الف- تراکمه سیچمش شامل: اوچروق، پرنگ، قارا احمد، تپاز، وابه، میریش.
ب- باغشی شامل: وانش، شجاکیر، گوگ سلطان عزیز، برشیس.

8- گوگلان
وجه تمسیه: گوگ یعنی سبز و لان به معنی جا است و محل زندگی آنها جایی سر سبز است و بنا به روایتی که آنها دارند گویا مصریان بر روی رودخانه اترک سدی از قیر و سرب می بندند و در نتیجه گوگلان ها مجبور به استفاده از آب باتلاق ها شدند تا این که شخصی لنگ سوار بر اسب خاکستری به پیش آنها آمده، می گوید که در پشت سد آتش روشن کنند تا قیر و سرب آب شود و چون گوگلان ها، این شخص را ناجی خود می دانند نام آن شخص را بر قبیله خود نهادند که در ابتدا «گوگ لنگ گلی» بوده و سپس به صورت «گوگلان» خلاصه شده است. گوگلان در آغاز قائی نام داشته است و اطلاق نام گوگلان به این قوم بیشتر به مکان زندگی آنان که سزسبز است بستگی دارد. مختومقلی فراغی شاعر معروف ترکمن از این تیره است.
محل زندگی آنها در ایران در مسیر رودخانه های حاجیلر، قره شور و قلعه قافی دوزین می باشد. افراد ایل گوگلان به برنج کاری و پرورش کرم ابریشم و بافت پارچه های ابریشمی و همچنین باغکاری مشهورند.
برای این که این گروه نیز کاملا معرفی شود از 3 منبع، وامبری، نخبه سیفیه و تفصیل احوال تراکمه تیره های فرعی آنان را ذکر می کنیم:
الف- گزارش وامبری
گوگلان به 10 تیره فرعی تقسیم می شود که عبارتند از:
1- چاقر شامل: گوگ دیش، علامت، تورامن، خورتا، باینال، قراول، قوزه، قول قره.
2- بیگدلی شامل: پانگ، آمان حوجه، بوران، قاریشمز.
3- قائی شامل: جان قربانلی، ارکک لی، قزل آقین جیق، تکنجی، بوقاجا، قدانا، لمک قایناس، داری.
4- قره بال آقن شامل: چتور، قاپان، سیقرسیکی، پاشیج، آجی بگ.
5- قوروق شامل: گیین لیگ صوفیان، دهنه قره قسو، چکه، گوکزه قاباس سقل، اونگوت، قنگور.
6- بایندر شامل: قالای چی، قرق، یاپاقی، یاجی، قسیر، یازا گالیک، تورنگ.
7- گرکز شامل: ملالر، قوزه، آتانیاز، محرم، بوره، قیشق، بتور.
8- یانقاق شامل: قورسوت، ماجیمان، قوتو، دیزاگری، ساری دیش، آقیز.
9- سنگریگ شامل: قره شور، آق شور، قوچی، خار، شیخ بیکی.
10- آی درویش شامل: اوچو، قوجامز، دالی، چیق ساری، عرب، آدشم، قانجق.

ب- گزارش نخبه سیفیه در 1325 قمری:
جماععت گوگلان مرکب از دو گروه و 12 طایفه است: 1- حلقه داغلی 2- دودرقه
اول: حلقه داغلی مرکب از: قایی، قره بلخان، ارکک لی، چیق لیق، قارنوا، بایندر، قرق.
الف- قایی مرکب از 3 طایفه و چند تیره شامل: تمک قایی، قارناس قایی، داری بوقاجه قایی، که هر کدام خان مخصوص داشتند.
ب- قره بلخان، یک خان داشته و 11 اوبه شامل: آجی بگ، پاشی، قپان، پچ، قاراخورد ایمان، قیر، کوروک، عرب، سیقر سیکی، چتر.
ج- ارکک لی، یک خان داشته و 2 طایفه شامل: آق اینجک، قادانا.
د- چیق لیق، دو طایفه شامل: قارنوا، چیق لیق.
ه- بایندر، 9 طایفه است و دو خان دارد شامل: کولی، آق یاجی، قرایاجی، چوروک، طرانک، قالای چی، کسر، کوروک، یاساق لیق.
و- قرق، بزرگترین طایفه گوگلان است و 10 طایفه شامل: گیین لیگ، قاباسقال، دهنه، چکه، گوگجه، قاراجه، قاراقوزی، صوفیان، کنگور، انکوت.
ز- قارانوا (رده فرعی این طایفه ذکر نشده بود.)

دوم: دودرقه، مرکب از 6 طایفه:
1- یانقاق شامل: قورسوت، ماجیمان، قوتو، دیزاگری.
2- سنگریک، چهار طایفه هستند شامل: آب فارق، قره سو، چشمه عرب کورلی، قره شور، قوشچی، خار (خر )، شیخ بیکی.
3- چاقر، حاکم نشین گوگلان است و به کوهسار ولایت نزدیک است. شامل: چاقر، قراول، کوسه، خورتا، باینال، ترکمه، کوش، دوش، علامت.
4- بیگدلی که جزء چاقر هستند و شامل: بیگدلی، بوران، قارشمار، پان، امان خوجه.
5- آی دروش شامل: آوچی، قوجه مز، دالی، چی باری، عرب، تگرگ.
6- آجن قانجق شامل: قانجق، یوقاری آجن، اشاقه آجن، اورتالی آجن.

ج- طوایف گوگلان از کتاب تفصیل احوال تراکمه در 1299 هجری، گوگلان بر 6 قسمت تقسیم می شوند:
1- قایی که «قاری قلا» و در «دارو» سکنی دارند و شامل: باکاوشا، ملا، دارو، تاجک، ژاپاژی، سوار، عرب، تاشاق، قارناس، آب شاک، چایدر، محمد، ارکک لی، شایشا، کیک، سورانلی، کین لیگ، توکنجی، جان قربانلی، دالی، قره بلخان، قیر، قزلجه، حاجی بای، یادشی، چتر، سقر سیکی، میرزا بای.
2- بایندر، در نزدیکی معبر پیشکمر سکنی دارند و شامل: شیطان، کوروک، قالای چی، یاق لیق.
3- قرق، در زمین های جوار توکا سکنی دارند و شامل: گوگجه، قارا قوزی، صوفیان، تمر قرجه، قره سقال، دهنه، گرکزلی.
4- آی دروش، در قره شیخ سکنی دارند و شامل: قوشچی، آدشان، قانجق، قوجه من، سورت جیک، ساریجه.
5- چغر بیگدلی، در نزدیکی کوه « نال کوش داشانا» سکنی دارند و شامل: چغر، قاراول، قول قره، کوسه، پانگ، امان قوجه، عرب، باینال، بران، قاریشمار.
6- یانقاق سقری، در نزدیکی خرابه گمبزگوس در قلعه سنجر سکنی دارند و شامل: آق شور، قره شور، دیزاگری، انقوت، قوشچی، خار، امان قوجه.
بر حسب روایت آنها، گوگلان ها از دو برادر بنام های حلقه داغلی و دوردقه بوجود آمدند، از دوردقه، تراکمه بایندر، قرق، یانقاق سقری آمدند و تراکمه قایی، آی دروش، چغربیگدلی از نسل حلقه داغلی هستند.

گروه بوغغاجا به رده های زیر تقسیم می شود:
1- اونبگی 2- حسن ملا 3- گورلوک 4- قرتال 5- مرادبایقی لار.

گروه دارای سفلی به رده های:
1- مازی قرانلار 2- قچر 3- کمک گلدی

گروه دارای علیا به:
1- چنگ غش 2- منگگر 3- قاما 4- چالدری

گروه یالیانگی به:
1- قره کوپک 2- دالی چارتا 3- باباخرنگ 4- عبدال

گروه قره اویلی (قره بلقان) به:
1- آجی بگ 2- پاشی 3- کچی قاپان 4- اولی قپان 5- قره باش 6- گورک 7- قزل اوتاغلی، عرب 8- آق توقایلی 9- چاتال 10- عرب، قیر 11- حوجه قلیچ ایشان 12- عرب قری حاجی 13- آق انچک 14- کیک 15- قزل 16- سورانلی 17- سقر سیکی 18- قودانا.

گروه قرناس به چند دسته تقسیم می شود:
1- گلدو 2- اوتوز اویلی 3- زوریات 4- گور 5- گولی 6- عبه جق 7- خانقی 8- سلطان لی 9- اراز غایلی 10- قل لار 11- قیره لی 12- دالجه.

گروه جان قربانلی بر چند قسم است:
1- دوولار 2- نوروزعلی 3- بوقغاجا 4- سرگن لی لار.
اجداد تمک یالیانگی و قرناس و جان قربانلی به قایی خان پسر اغوز خان می رسند.

9- یموت (یمود)
روایت است یموت خان کنیزی داشته به نام «قری کوسه»، از این کنیز پسری به نام اوشاق به دنیا آمده و اوشاق طایفه مشهوری شد که خیوه ماندند و دیگر از مسیر تاریخی و تقسیمات فرعی آن اطلاعی در دست نیست. بنا به روایت دیگر موسس قبیله یموت دو زن داشته یکی زن اصلی و دیگری کنیز. از زن اصلی فرزندی به نام شرف و از زن کنیزی صاحب دو پسر به نام های چونی و قجق گردید. پدر هنگام مرگ دو اسب به شرف و یک اسب به دو فرزند دیگر بطور اشتراکی بخشید اما چونی از پذیرفتن اسب مشترک خود داری کرد ولی دل شرف به حال او سوخت و او را بر پشت اسب خود سوار کردبه این ترتیب چونی و شرف در بین یموت ها همیشه با هم نام برده می شود.
یموت های امروزی که در نواحی شرقی دریای خزر ساکن هستند در چند دهه اخیر به کشاورزی روی آوردند و در ناحیه کمش تپه نیز به صید ماهی پرداختند و در ناحیه دشتی به ییلاق و قشلاق دست می زدند. این امر در رابطه با تجارت با باکو و بندرانزلی و ایلات مازندران نیز مورد بررسی قرار می گیرد.
یموت ها در ایام چنگیزخان و تیمور لنگ اراضی فعلی را که در دست دارند به دست آورده سکنی گرفتند و در قرون وسطی سواران یموت خدمت خان خیوه و بخارا را می کردند، شرح شجاعت و ضرب شمشیرشان به زودی توجه همه را جلب کرد و بعضی روسای آنها مانند «قرا یوسف» که در اردوکشی تیمور شرکت داشتند شهرت تاریخی دارند، موقعی که خاندان اتابکان حکمرانی می کردند یموت ها در منطقه شمال و شمال شرق ایران فعالیت های زیادی در ترکمن کردن منطقه داشتند. محل استقرار اولیه یموت به شرح زیر است:
1- خوجه نفس: نزدیک دریای خزر در مصب سفلای رود گرگان.
2- کمش تپه: اختصاصا توقف گاه زمستانی بود و در تابستان به واسطه تب های واگیر کمتر کسی آنجا زندگی می کرد ولی به واسطه عمق رودخانه گرگان محل مناسبی برای صید ماهی بود.
3- خلیج حسنقلی: در تابستان بسیار جمعیت دارد و خربزه های نسبتا خوبی به عمل می آید.
4- چله که ن (چهارکان): که جزیره ای است.
5- چکیشلر: هم ییلاقی است و در نزدیکی ناحیه مرتفعی به نام آق دپه واقع است.
6- اترک: در سمت چپ خلیج حسنقلی واقع است.

تقسیم بندی یموت ها طبق گزارش وامبری:
یموت ها 4 شاخه هستند:
1- آتابای شامل: صحنه، دوگونچی، تانه، کسه آرقه، قشه، تمق.
2- جعفربای بر دو شاخه یارالی و نورالی تقسیم می شود. شامل: ایری توماج، قزل، سقلی، آریق قزلی، چوکان، برقاز، اونوق توماج، حسنقلی لی، کر، پانگ، کتوک.
3- شرف- چونی: یک قسمت در نزدیک رود گرگان و دیگر در خیوه سکنی دارند.
الف: در گرگان: قره بولاق، دیاجی، یلقی جعفر.
ب: در خیوه: اوگوز، سالاق، عشاق، قجوق، مشرق، امرالی.
4- اقورجالی شامل: صمدیم، گری، ترکمه، ندین.

اطلاعات شخصی راجع به تقسیم بندی کلی یموت ها که از سال 1355 به بعد جمع آوری گردیده است. یموت ها بخ دو شاخه کلی آتابای و جعفربای تقسیم می شوند.

الف- آتابای خود به دو شاخه آق آتابای و آتابای تقسیم می شود:
1- آتابای 15 شاخه است، شامل: صحنه، سوقی، یامپی، ساری چونی، محمد آلیق، تمک، خانلی، قاضی لی، قانقرمه، تانه، دوگونچی، کسه آرقه، عاشور، گوگ، قره داشلی.
2- آق آتابای خود به دو شاخه اوزین آق و قیسقه آق تقسیم می شوند:
الف- اوزین آق، شامل: سقوی، گوگ، حبیب لی.
ب- قیسقه آق، شامل: گز مامدلی، شیر مامدلی، نور مامدلی.

سایر رده های فرعی آتابای
1- یلقی شامل: سقّر، قیر، میرزالی، وکیل لی، آونق، چره شک، ایپری.
2- داز شامل: پقه، کرد، دورداتاغلی، چن سولی، کوزلی، قزلی، قان یقمز، نظرقلی، حنقه.
3- دوجی شامل: اودک، میاءدت، ایچمک، ابدال، حیوه لی، گری، چوب داش، پقه، گرکزلی.
4- بدراق شامل: پهلوان، اوزین، پران، بیات لی، ایرک لی، قالپاق، اروس.
5- کوچک شامل: اصلانجق، استاجق، خرطوم، کولی، قرالی.
6- ایگدر شامل: آق ارکک لی، قرا ارکک لی، بدراق، ایمر.
7- تاتار شامل: سقرلی، آق قمش لی، منگلی مامدلی، آق لمشلی، ایل آقاخانی.
8- قجق شامل: قاقا، حیوه چی، قره دپه، آقجه لی، قرق، وان قرق.
9- قان یقمز شامل: هلاکو، قزلجه، ساریجه کور، مخدوم.
10- بهلکه شامل: تورنج، اشک باش، بهلکه، سرن سی، کل لار.

توضیح: تیره های آق، آق آتابای، یولمه، قان یقمز، بدراق، کوچک، داز و ایمر، از تیره های اصلی و تیره های ایگدر، سلاق از ملحقات تیره آتابای هستند.

ب- شاخه اصلی دیگر یموت، جعفربای می باشد و این تیره منسوب به شرف پسر اصلی یموت خان هستند و به 4 شعبه تقسیم می شوند که شامل ده اونلیق هستند، یارالی5 اونلیق و نورالی 5 اونلیق.
جعفربای 4 شعبه اصلی دارد که عبارتند از:
1- یارالی 2- نورالی 3- میرالی 4- شیرالی.

1- یارالی خود به شاخه های زیر تقسیم می شود: ایری توماج، اونق توماج، یک اونلیق (10 تایی)، آرق، کل، کوسه (یک اونلیق)، بورغز، چوگان (یک اونلیق).
الف- ایری توماج خود به رده های شادزلی، ایش مامدلی، دولت بردی لی، قره سوین لی تقسیم می شود.
ب- اونق توماج به رده های ارضاقلی، قانقرمه، قوشلی، آلاق، حاجی مرادلی، چال تقسیم می شود.

2- نورالی به شاخه های زیر تقسیم می شود: کتوک پانگ (یک اونلیق)، کر (یک اونلیق)، کم، توراج، طریک، قول قوروق (یک اونلیق)، کلته، قره جه (یک اونلیق)، قره اینجک، کچه بالدر (یک اونلیق).
الف- قره اینجک خود به رده های آنه قربان لی، سیت لی، گوگجه لی تقسیم می شود.
ب- کلته شامل: چگیت لی، آغزی قیشق، آچ، موم، وزق.

در ضمن طوایف خواجه، مخدوم، شیخ، آتا، تاتار و مشرق از ملحقات جعفربای هستند. خواجه خود را از نسل حضرت علی (ع)، مخدوم خود را از نسل حضرت عمر بی الخطاب، شیخ از نسل حضرت عثمان و آتا خود را از نسل ابوبکر صدیق می داند.
هر کدام از این طوایف 9 گانه اصلی ترکمن به دو گروه کلی چاروا یعنی کوچ کنندگان و چمور یعنی ساکن در یک منطقه تقسیم می شوند.


منبع
تاریخ سیاسی و اجتماعی ترکمن ها - امین گلی

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم اسفند ۱۳۹۹ساعت 21:51  توسط جواد طائی   | 

 

tp://www.google.com/

آزمايشي در فضاي تعليق معرفي دستگاه الکتروفورز



الکتروفورز از شناخته شده ترين روش هاي آزمايشگاهي براي جداسازي بيومولکول ها است. اين روش در سال
۱۸۰۷ توسط Reuss کشف شد. او مشاهده کرد که ذرات خاک رس تحت تاثير ميدان الکتريکي در آب پراکنده مي شوند. به طور کلي الکتروفورز حرکت ذرات پراکنده در داخل مايعي تحت تاثير يک ميدان الکتريکي يکنواخت است. همين حرکت در فضايي با ميدان الکتريکي غير يکنواخت دي الکتروفورز ناميده مي شود.

الکتروفورز بدين دليل اتفاق مي افتد که ذرات معلق در مايع معمولا داراي بار الکتريکي سطحي هستند و ميدان الکتريکي نيروي کولوني الکترواستاتيک به اين ذرات باردار اعمال مي کند. اخيرا شبيه سازي هاي ديناميک مولکولي، نظريه اي بيان داشته اند مبني بر اينکه براي انجام الکتروفورز حتما نبايد ذرات بار سطحي داشته باشند و حتي ذرات خنثي نيز به علت ساختار مولکولي خاصي که آب به عنوان مايع واسط دارد، مي توانند الکتروفورز شوند.

نيروي کولوني الکترواستاتيک اعمال شده به بار سطحي، با نيروهاي مخالف الکترواستاتيک کاهش پيدا مي کند. بر طبق تئوري لايه مضاعف، تمام سطوح بار دار در مايعات با لايه اي از بار مخالف پوشانده مي شوند که از نظر مقداري کاملا برابر با بار سطحي است اما با علامت مخالف آن. ميدان الکتريکي همانند بار سطحي به اين لايه نيرو وارد مي کند. مجموع اين نيروها برابر است با اولين نيروي نامبرده، اما در جهت مخالف آن. در حقيقت اين نيرو به يون هاي موجود در لايه ثانويه اعمال مي شود. اين يون ها در فاصله اي از سطح ذره قرار مي گيرند و بخشي از اين نيروي الکترواستاتيک را از طريق تنش برش سيال به سطح ذره منتقل مي کنند اين بخش از نيرو که به بدنه ذره وارد مي شود، نيروي منفي الکتروفورتيک ناميده مي شود.

يک نيروي الکتريکي ديگر نيز وجود دارد که مرتبط با انحراف لايه ثانويه است و مربوط به تقارن کروي و رسانايي سطح است و به سبب زيادي يون ها در لايه ثانويه به وجود مي آيد. اين نيرو نيروي تخفيف الکتروفورتيک ناميده مي شود.

تمام اين نيروها با اصطکاک هيدروديناميک، به تعادل مي رسند و باعث حرکت ذرات در سيال مي شود. سرعت اين حرکت
v، متناسب با شدت ميدان الکتريکي E است (البته در صورتي که اين ميدان خيلي قوي نباشد.) ضريب اين تناسب تحرک پذيري الکتروفورتيک است که رابطه بين شدت ميدان الکتريکي و سرعت ذره را مشخص مي نمايد:

ماکرومولکول هايي مانند اسيد نوکلئيک،
DNA و پروتئين ها نيز باردار هستند و مي توان با قرار دادن آن ها در يک ميدان الکتريکي، بر مبناي خاصيت الکتروفورز آن ها را تفکيک کرد. سرعت حرکت مولکول ها در اين شرايط نه تنها تحت تاثير بار الکتريکي و شدت ميدان الکتريکي است، بلکه عواملي نظير اندازه، وزن مولکولي و شکل فضايي مولکول نيز در اين امر دخيل هستند. همچنين اثرات محيطي نظير نوع و نحوه استفاده از بافرها و حرارت ايجاد شده در حين کار نيز از عوامل موثر بر جداسازي مولکول هاي نمونه هستند. معمولا الکتروفورز براي تفکيک مولکول هاي بزرگي چون پروتئين ها و اسيدهاي نوکلئيک به کار برده مي شود، اما در مواردي نيز براي جداسازي مولکول هاي باردار کوچک تر نظير قندها، اسيدهاي آمينه، پپتيدها و حتي يون هاي ساده مورد استفاده قرار مي گيرد.

در طي قرن
۲۰ ميلادي چندين تئوري براي محاسبه اين پارامتر به وجود آمده اند. که مهم ترين آن ها نظريه Smoluchowski در سال ۱۹۰۳ ميلادي بود.

Arne Tiselius در سال ۱۹۴۸ به خاطر زحماتي که براي الکتروفورز و آناليز جذبي کشيد برنده جايزه نوبل شد و از اين رو او را پدر الکتروفورز ناميدند. اولين الکتروفورز نيز الکتروفورز بدون مرز تيسليوس نام داشت که به وسيله آن محلول هاي پروتئيني غليظ را در يک تيوب U شکل بزرگ که به وسيله بافر پوشانده شده بود، مورد آزمايش قرار مي دادند. اين روش الکتروفورز بسيار مشکل بود، به همين دليل در سال ۱۹۵۰ تغييراتي در عملکرد آن اعمال شد. ابتدا از فيلترهاي کاغذي و استات سلولز استفاده مي شد، اما به دليل ظرفيت محدود و رزولوشن پايين اين مواد، جاي خود را به ژل دادند. ژل هاي استفاده شده در آن زمان به علت بزرگ بودن خلل و فرج ها قادر نبودند پروتئين ها را به تفکيک سايز جداسازي کنند، از اين رو به تدريج به ژل هايي چون آگاروز دست يافتند.

امروزه الکتروفورز ژلي از بخش هاي جدا ناپذير هر تحقيق و فعاليت هاي آزمايشگاهي به منظور جداسازي ماکرومولکول هااست. محدوده وسيعي از فعاليت هاي آزمايشگاهي تحقيقاتي و کلينيکي مانند تسلسل ژن ها، جداسازي کروموزوم ها، جداسازي و تعيين خصوصيات پروتئين ها توسط اين روش انجام مي گيرد. علاوه بر اين، استفاده از الکتروفورز از مرز آزمايشگاه ها فراتر رفته و به عنوان شاهدي براي وکلا، قضات و هيات منصفه در امور قضايي محسوب مي شود. تشخيص هويت
DNA به خصوص در موارد تعويض نوزاد در بيمارستان ها و تعيين والدين فرد کاربرد بسياري در علوم ژنتيک پيدا کرده است.

در حال حاضر آگاروز و پلي کريل آميد متداول ترين و پر کاربردترين ماده به عنوان واسط در الکتروفورز ژلي محسوب مي شوند. در اغلب دستگاه هاي الکتروفورز، ژل مابين دو محفظه بافري قرار مي گيرد به طوري که ژل تنها واسطه در عبور جريان الکتريسيته بين اين دو محفظه باشد. هر دو شبکه خلل و فرج داري توليد مي کنند که ميکرومولکول هايي بارداري را که در پاسخ به ميدان الکتريکي جابه جا مي شوند در خود جاي مي دهند. به عنوان مثال زماني که جريان اعمال مي شود،
DNA هاي با بار منفي به سمت الکترودهاي باردار مثبت حرکت مي کنند. خلل و فرج هاي موجود در شبکه ژلي انتقال مولکول هاي بزرگ را محدود مي کنند و اين در حالي است که مولکول هاي کوچک تر با آزادي بيشتري منتقل مي شوند و در فاصله دورتري از الکترودها قرار مي گيرند. اين غربال مولکولي مولکول ها را بر مبناي سايزشان جدا مي کند. همچنين مي توان مولکول ها را بر مبناي بار اوليه اي که داشتند جداسازي کرد. مولکول هايي که بار بيشتري دارند تحرک الکتروفورزي بيشتري از خود نشان مي دهند و سريع تر منتقل مي شوند بدين ترتيب درون ژل با اولويت باري که داشتند قرار مي گيرند. جداسازي بر مبناي بار به ژلي نياز دارد که مانند آگاروز داراي خلل و فرج هاي بزرگ تري باشند. آگاروز براي جداسازي اسيد نوکلئيک ها و پروتئين هاي خيلي بزرگ يا ترکيب ها استفاده مي شود. آگاروز يک پلي ساکاريد طبيعي است که از نوع خاصي جلبک دريايي قرمز به دست مي آيد. زماني که گرما داده شده و سپس سرد مي شود به صورت جامد متخلخلي با خلل و فرج هاي نسبتا بزرگ تبديل مي شود.

الکتروفورز ژل آگاروز (
AGE) را مي توان براي جداسازي مولکول ها بر مبناي بار يا وزن مولکولي شان استفاده کرد. يکي از مهم ترين کاربردهاي AGE جداسازي بخش هاي حاصل از برش DNA با آنزيم هاي محدودکننده است.

در طي انجام الکتروفورز ثابت نگاه داشتن حرارت اهميت بسياري دارد چرا که به حفظ تکرار پذيري آزمايش کمک مي کند. به عنوان مثال پليمريزه شدن آکريل آميد يک واکنش گرمازا است و گرماي حاصله به خصوص در مورد ژل هاي غليظ تر، ممکن است باعث بروز بي نظمي در اندازه ي منافذ ژل شود. انتقال گرما معمولا مشکلي در ژل هايي با غلظت کمتر از %
۱۵ T ايجاد نمي کند. البته ممکن است بالا رفتن دما مشکلات ديگري چون شکستن شيشه هاي الکتروفورز و آسيب به دستگاه را منجر شود. پروتئين ها به علت خصوصيت آمفوتري خود تحت تاثير pH محيط بارالکتريکي خاص خود را نشان مي دهند. بدين علت در جداسازي توسط الکتروفورز بايد pH محلول هاي مورد استفاده ثابت باقي بماند. از آنجا که الکتروليز آب در آند يون اي "H+" و در کاتود يون هاي "OH " ايجاد مي کند، براي ثابت نگاه داشتن pH محلول هاي مورد استفاده، بايد آن ها را بافر کرد.

نوع ديگري از الکتروفورز، الکتروفورز مويين (
CE) است. اين تکنيک که عمده ترين کاربرد آن در شيمي دارويي و درماني است، براي جداسازي مولکول هاي درشت و ريز در مجاري بسيار نازک (با قطر داخلي ۲۰۰ ۲۰ميکرومتر) استفاده مي شود. در اين روش، جداسازي با ولتاژ بالا kV) ۳۰ ۱۰) امکان پذير مي شود. از محاسن CE مي توان به سرعت دستيابي به نتيجه در آناليز يون ها اشاره کرد. به طور کلي CE بيشتر زماني مطرح مي شود که با آناليت هاي باردار با پلاريته و قطبيت زياد سر و کار داريم. اين تکنولوژي در علوم بايوتکنولوژي جايگاه ويژه اي پيدا کرده و در آناليز ماکرومولکول هايي چون پروتئين ها و کربوهيدرات ها جايگزين خوبي براي الکتروفورز سنتي به شمار مي رود. همچنين تکنولوژي CE براي سرعت بخشي به رشد علم ژنتيک به خدمت گرفته شده است. استفاده از الکتروفورز موئين در علوم تحليلي به خصوص در زمينه دارويي و زهر شناسي رشد بسياري داشته است.

الکتروفورز موئين در بر گيرنده چندين تکنيک است که عملکرد و مشخصه هاي متفاوتي با هم دارند. اين تکنيک ها که به مودهاي الکتروفورز موئين معروف هستند عبارتند از: الکتروفورز ناحيه اي موئين (
CZE) ، تمرکز ايزوالکتريک (IEF)، الکتروفورز موئين ژلي، ايزوتاکوفورز (ITP) و کروماتوگرافي الکتروسينتيک موئين.

نوع ديگري از الکتروفورز که قديمي ترين نوع اين تکنيک محسوب مي شود، الکتروفورز سطحي نام دارد. در اين روش از يک لايه کاغذي متخلخلي با طول
۱۰ ۲۰ سانتيمتر، ترموپلاستيکي متشکل از سلولز و اسيد استيک و ژل پليمر استفاده مي شود.

تشخيص هويت
DNA به وسيله الکتروفورز، اندازه گيري هر رشته و شمارش تعداد بخش ها و برش هاي تکرار شده در آن است. دانشمندان براي اين کار از روش الکتروفورز ژلي استفاده مي کنند. بدين ترتيب که با جريان الکتريکي رشته هاي DNA را از ميان ژل عبور مي دهند. چون هر بيت از DNA داراي بار منفي است و در معرض نيروي الکتريکي با بار برابر قرار مي گيرد و آن را به سمت وجهي از ژل که بار مثبت دارد، پيش مي برد. ذرات کوچک تر سريع تر حرکت مي کنند. وقتي جريان برداشته مي شود، از ژل تصويري گرفته مي شود تا مشخص شود هر بيت چه قدر جابه جا شده است. با مقايسه باندهاي ايجاد شده با نمونه هاي استاندارد که سايزهاي شناخته شده اي دارند، طول هر بخش از DNA به دقت اندازه گيري مي شود.

 

منابع :
----------------------
نویسنده: مهندس شادی نقدی
ماهنامه تخصصي مهندسي پزشکي (
www.iranbmemag.com )
----------------------

 

+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم فروردین ۱۳۹۲ساعت 17:5  توسط جواد طائی   | 

تاریخچه 1848 1848 Lord Kelvin (William Thomson) , wrote in his paper, On an Absolute Thermometric Scale , of the need for a scale whereby "infinite cold" (absolute zero) was the scale's null point, and which used the degree Celsius for its unit increment. لرد کلوین (ویلیام تامسون) ، نوشته در مقاله خود در مقیاس مطلق وابسته به گرماسنج، نیاز به یک مقیاس به موجب آن "سرما بی نهایت" (صفر مطلق) نقطه تهی مقیاس را بود، و که درجه سانتیگراد برای افزایش واحد آن استفاده می شود. Thomson calculated that absolute zero was equivalent to −273 °C on the air thermometers of the time. [ 2 ] This absolute scale is known today as the Kelvin thermodynamic temperature scale. تامسون محاسبه شده است که صفر مطلق معادل -273 ° C در دماسنجهای هوا از زمان است. [2] این مقیاس مطلق امروز به عنوان مقیاس ترمودینامیکی دمای کلوین شناخته شده است. Thomson's value of "−273" was the reciprocal of 0.00366—the accepted expansion coefficient of gas per degree Celsius relative to the ice point, giving a remarkable consistency to the currently accepted value. ارزش تامسون "-273" متقابل بود .00366 ضریب انبساط پذیرفته شده از گاز در هر درجه سانتیگراد نسبت به نقطه یخ، دادن ثبات قابل توجهی به ارزش در حال حاضر پذیرفته شده. 1954 1954 Resolution 3 of the 10th CGPM gave the Kelvin scale its modern definition by designating the triple point of water as its second defining point and assigned its temperature to exactly 273.16 kelvin. [ 3 ] وضوح تصویر 3 از 10 CGPM به مقیاس کلوین تعریف مدرن خود را با تعیین نقطه سه گانه آب را به عنوان نقطه تعریف دوم خود و دمای آن دقیقا 273.16 کلوین اختصاص داده است. [3] 1967/1968 سال 1967/1968 Resolution 3 of the 13th CGPM renamed the unit increment of thermodynamic temperature "kelvin", symbol K, replacing "degree absolute", symbol °K. [ 4 ] Furthermore, feeling it useful to more explicitly define the magnitude of the unit increment, the 13th CGPM also held in Resolution 4 that "The kelvin, unit of thermodynamic temperature, is equal to the fraction 1 ⁄ 273.16 of the thermodynamic temperature of the triple point of water ." [ 1 ] وضوح تصویر 3 از CGPM 13TH تغییر نام داد افزایش واحد دمای ترمودینامیکی "کلوین"، نماد K، جایگزین "درجه مطلق"، نماد درجه کلوین [4] علاوه بر این، احساس مفید به صراحت تعریف میزان افزایش واحد، CGPM 13TH همچنین در قطعنامه 4 برگزار شد که "کلوین واحد دمای ترمودینامیکی، برابر کسر 1 / 273.16 دمای ترمودینامیکی نقطه سه گانه آب است . " [1] 2005 2005 The Comité International des Poids et Mesures (CIPM), a committee of the CGPM, affirmed that for the purposes of delineating the temperature of the triple point of water, the definition of the Kelvin thermodynamic temperature scale would refer to water having an isotopic composition specified as VSMOW . [ 5 ] Comité بین المللی پاریس Poids همکاران Mesures (CIPM)، یک کمیته CGPM، تایید که به منظور مشخص کردن دمای نقطه سه گانه آب، تعریف مقیاس ترمودینامیکی دمای کلوین به آب اشاره داشتن ترکیب ایزوتوپی مشخص شده به عنوان VSMOW . [5] [ edit ] Usage conventionsکنوانسیون طریقه استفاده When reference is made to the unit kelvin (either a specific temperature or a temperature interval), kelvin is always spelled with a lowercase k unless it is the first word in a sentence. [ 6 ] When reference is made to the "Kelvin scale ", the word "kelvin"—which is normally a noun—functions adjectivally to modify the noun "scale" and is capitalized. وقتی مرجع است ساخته شده به واحد کلوین (یا یک درجه حرارت خاص و یا یک بازه ی دما)، کلوین است که همیشه با K حروف کوچک املای مگر اینکه از آن است که اولین کلمه در یک جمله است. [6] هنگامی که مرجع به "مقیاس کلوین" ساخته شده ، کلمه "کلوین" است که به طور معمول اسم از توابع adjectivally به تغییر اسم "مقیاس" و با حروف بزرگ است. Until the 13th General Conference on Weights and Measures (CGPM) in 1967–1968, the unit kelvin was called a "degree", the same as with the other temperature scales at the time. تا 13TH کنفرانس عمومی اوزان و اقدامات (CGPM) در 1967-1968، واحد کلوین "درجه"، همان است که با مقیاس درجه حرارت در آن زمان نامیده می شد. It was distinguished from the other scales with either the adjective suffix "Kelvin" ("degree Kelvin") or with "absolute" ("degree absolute") and its symbol was °K. از مقیاس های دیگر با هر دو پسوند صفت "کلوین" ("درجه کلوین") و یا با "مطلق" ("درجه مطلق") و نماد آن درجه K. متمایز The latter (degree absolute), which was the unit's official name from 1948 until 1954, was rather ambiguous since it could also be interpreted as referring to the Rankine scale . دوم (درجه مطلق)، که نام رسمی این واحد از سال 1948 تا سال 1954 بود، نه مبهم بود از آن نیز می تواند اشاره به تفسیر رانکین . Before the 13th CGPM, the plural form was "degrees absolute". قبل از CGPM 13TH، به صورت جمع "درجه مطلق" بود. The 13th CGPM changed the name to simply "kelvin" (symbol K). [ 7 ] The omission of "degree" indicates that it is not relative to an arbitrary reference point like the Celsius and Fahrenheit scales (although for some reason, the Rankine scale continued to use "degree Rankine"), but rather an absolute unit of measure which can be manipulated algebraically (eg, multiplied by two to indicate twice the amount of "mean energy" available among elementary degrees of freedom of the system). CGPM 13TH تغییر نام به سادگی "کلوین" (نماد K) است. [7] حذف از "درجه" نشان می دهد آن است که نسبت به نقطه مرجع خودسرانه مانند مقیاس سلسیوس و فارنهایت (هر چند به دلایلی، Rankine مقیاس همچنان به استفاده از Rankine درجه "")، بلکه یک واحد مطلق اندازه گیری است که می توان دستکاری جبری (به عنوان مثال، دو ضرب به دو برابر مقدار انرژی به معنی "موجود در میان درجات ابتدایی آزادی سیستم را با هم نشان می دهد). The singular "kelvin" should be used for any quantity of temperature (ie water freezes at 273.15 kelvin). [ 3 ] منحصر به فرد "کلوین" باید برای هر مقدار دما (آب یعنی یخ در 273.15 کلوین) استفاده می شود. [3] This SI unit is named after William Thomson, 1st Baron Kelvin . این SI واحد پس از نام ویلیام تامسون، بارون کلوین 1 . As with every International System of Units (SI) unit whose name is derived from the proper name of a person, the first letter of its symbol is upper case (K). همانطور که با هر سیستم بین المللی واحدها (SI)، واحد که نامش از نام مناسب از فرد مشتق شده است، حرف اول خود را نماد مورد بالا (K). When an SI unit is spelled out in English, it should always begin with a lower case letter ( kelvin ), except where any word would be capitalized, such as at the beginning of a sentence or in capitalized material such as a title. هنگامی که واحد SI به زبان انگلیسی است که املای آن را همیشه باید با یک آغاز با حروف کوچک نامه (کلوین)، به جز که در آن هر کلمه با حروف بزرگ می شود، از جمله در آغاز جمله و یا در مواد بزرگ به عنوان یک عنوان است. Note that "degree Celsius " conforms to this rule because the "d" is lowercase. توجه داشته باشید که "درجه سانتیگراد مطابق با این قانون به دلیل "د" حروف کوچک است. —Based on The International System of Units , section 5.2. بر اساس سیستم استاندارد بینالمللی واحدها ، بخش 5.2. The kelvin symbol is always a roman , non - italic capital K. In the SI naming convention, all symbols named after a person are capitalized; in the case of the kelvin, capitalizing also distinguishes the symbol from the SI prefix "kilo-", which has the lowercase k as its symbol. نماد کلوین است که همیشه رومی - حالت های italic ، پایتخت K. در SI نامگذاری کنوانسیون، تمام نمادهای پس از یک فرد به نام با حروف بزرگ نوشته شده و در مورد کلوین، سرمایه گذاری نیز متمایز نمادی از پیشوند SI "کیلو" است که K حروف کوچک را به عنوان نماد آن است. The admonition against italicizing the symbol K applies to all SI unit symbols; only symbols for quantities and constants (eg, P = pressure, and c = 299,792,458 m/s) are italicized in scientific and engineering papers. اندرز علیه italicizing نماد آن K اعمال می شود به تمام نمادهای واحد SI نمادهای تنها برای مقادیر ثابت (به عنوان مثال، P = فشار و C = 299،792،458 متر / S) در مقالات علمی و مهندسی ایتالیک است. As with most other SI unit symbols (angle symbols, eg 45°3′4″, are the exception) there is a space between the numeric value and the kelvin symbol (eg "99.987 K"). [ 8 ] [ 9 ] همانطور که با بسیاری از واحد SI نمادهای دیگر (نماد زاویه، به عنوان مثال 45 ° 3'4 "، استثنا هستند) فضای میان ارزش عددی و نماد کلوین (به عنوان مثال وجود دارد" 99.987 K) است. [8] [9] Unicode provides a compatibility character for the kelvin at U+212A (decimal 8490), for compatibility with CJK encodings that provide such a character (as such, in most fonts the width is the same as for fullwidth characters). یونیکد شخصیت سازگاری برای کلوین را فراهم می کند در U 212 (8490 دهدهی)، برای سازگاری با سیستم های کد گذاری CJK که ارائه چنین شخصیت (به عنوان مثل، در اکثر فونت عرض همان fullwidth کاراکتر). [ edit ] Use in conjunction with Celsiusاستفاده در رابطه با سانتیگراد In science and in engineering, the Celsius scale and the kelvin are often used simultaneously in the same article (eg, "...its measured value was 0.01028 °C with an uncertainty of 60 µK..."). در علم و مهندسی، سلسیوس مقیاس کلوین اغلب به طور همزمان در همان مقاله (به عنوان مثال، مقدار اندازه گیری شده آن .01028 ° C با عدم قطعیت از 60 μK بود ... ") استفاده می شود. This practice is permissible because the degree Celsius is a special name for the kelvin for use in expressing Celsius temperatures and the magnitude of the degree Celsius is exactly equal to that of the kelvin. [ 10 ] Notwithstanding that the official endorsement provided by Resolution 3 of the 13th CGPM states, "a temperature interval may also be expressed in degrees Celsius", the practice of simultaneously using both "°C" and "K" remains widespread throughout the scientific world as the use of SI prefixed forms of the degree Celsius (such as "µ°C" or "microdegrees Celsius") to express a temperature interval has not been widely adopted. [ 4 ] این عمل مجاز است، زیرا درجه سانتیگراد است یک نام خاص برای کلوین برای استفاده در ابراز سانتیگراد درجه حرارت و مقدار درجه سانتیگراد به کلوین دقیقا برابر است. [10] با وجود که تایید رسمی ارائه شده توسط قطعنامه 3 از ایالات CGPM 13TH، "فاصله درجه حرارت نیز ممکن است در درجه بیان سانتیگراد"، عمل به طور همزمان با استفاده از هر دو "° C" و "K" همچنان به صورت گسترده در سراسر جهان علمی را به عنوان استفاده از SI پیشوند اشکال از درجه سانتیگراد (ورود مانند "μ ° C" و یا "microdegrees سانتیگراد) برای بیان فاصله دما تا به طور گسترده ای پذیرفته نشده است. [4] [ edit ] Proposed redefinitionپیشنهاد بازتعریف Main article: New SI definitions نوشتار اصلی: تعاریف SI جدید In 2005 the CIPM embarked on a program to redefine, amongst others, the kelvin using a more rigorous basis than was in use. در سال 2005 CIPM سوار بر یک برنامه برای دوباره تعریف کردن، در میان دیگران، کلوین با استفاده از یک مبنای دقیق تر نسبت به مورد استفاده بوده است. The current (2010) definition is unsatisfactory for temperatures below 20 K and above 1300 K. [ 11 ] It is anticipated that the program will be completed in time for its adoption by the CGPM at its 2011 meeting. در حال حاضر (2010) تعریف رضایتبخش است برای دمای زیر 20 K و بالاتر از 1300 K. [11] پیش بینی شده است که این برنامه خواهد شد در زمان تصویب آن در جلسه 2011 خود را به اتمام CGPM . The committee proposes defining the kelvin as the temperature scale for which Boltzmann's constant is 1.380 6 505 × 10 −23 J/K exactly. [ 12 ] این کمیته پیشنهاد تعریف کلوین به عنوان مقیاس درجه حرارت که ثابت بولتزمن است 1.380 6 505 × 10 -23 J / K دقیقا. [12] From a scientific point of view, this will link temperature to the rest of SI and result in a stable definition that is independent of any particular substance. از نقطه نظر علمی، این درجه حرارت به بقیه لینک کنید SI و در نتیجه در تعریف پایدار است که مستقل از هر ماده خاص دارند. From a practical point of view, the redefinition will pass unnoticed; water will still freeze at 0 °C (32 °F, 273.15 K). [ 13 ] از نقطه نظر عملی، بازتعریف خواهد شد مورد توجه قرار گیرند ولی به عبور آب هنوز هم منجمد در 0 ° C (32 ° F، 273.15 K) [13] [ edit ] Practical usesعملی با استفاده از [ edit ] Colour temperatureدرجه حرارت رنگ Main article: Colour temperature نوشتار اصلی: درجه حرارت رنگ See also: Stefan–Boltzmann constant همچنین نگاه کنید به: استفان و بولتزمن ثابت The kelvin is often used in the measure of the colour temperature of light sources. کلوین است که اغلب در اندازه گیری استفاده می شود دمای رنگ از منابع نور است. Colour temperature is based upon the principle that a black body radiator emits light whose colour depends on the temperature of the radiator. دمای رنگ بر اساس این اصل است که یک جسم سیاه رادیاتور ساطع می کند نور است که رنگ بستگی به درجه حرارت رادیاتور. Black bodies with temperatures below about 4000 K appear reddish whereas those above about 7500 K appear bluish. جسم سیاه با دمای زیر حدود 4000 K به نظر می رسد مایل به قرمز است در حالی که کسانی که در بالا در حدود 7500 K به نظر می رسد مایل به آبی است. Colour temperature is important in the fields of image projection and photography where a colour temperature of approximately 5600 K is required to match "daylight" film emulsions. درجه حرارت رنگ مهم است در زمینه طرح عکس و عکاسی که در آن دمای رنگ حدود 5600 K لازم است برای مطابقت با "نور روز" امولسیون فیلم است. In astronomy , the stellar classification of stars and their place on the Hertzsprung–Russell diagram are based, in part, upon their surface temperature, known as effective temperature . در ستاره شناسی ، طبقه بندی ستاره ای از ستاره ها و جای خود را در نمودار Hertzsprung، راسل بر اساس، در بخش، بر درجه حرارت سطح آنها، شناخته شده به عنوان درجه حرارت موثر است. The photosphere of the Sun , for instance, has an effective temperature of 5778 K. فوتوسفر از خورشید ، به عنوان مثال، درجه حرارت موثر K. 5778 [ edit ] Kelvin as a measure of noiseکلوین اندازه گیری سر و صدا In electronics, the kelvin is used as an indicator of how noisy a circuit is in relation to an ultimate noise floor , ie the noise temperature . در الکترونیک، کلوین به عنوان شاخص از اینکه چگونه مورد استفاده قرار می گیرد پر سر و صدا یک مدار در ارتباط با طبقه نهایی سر و صدا ، یعنی درجه حرارت سر و صدا . The so-called Johnson–Nyquist noise of discrete resistors and capacitors is a type of thermal noise derived from the Boltzmann constant and can be used to determine the noise temperature of a circuit using the Friis formulas for noise . به اصطلاح جانسون نایکوئیست سر و صدا از مقاومت ها و خازن های گسسته یک نوع نویز حرارتی حاصل از ثابت بولتزمن است و می تواند مورد استفاده برای تعیین درجه حرارت سر و صدا از یک مدار با استفاده از فرمول Friis برای سر و صدا .
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم اسفند ۱۳۹۱ساعت 18:41  توسط جواد طائی   | 

بازار بورس چیست؟

بازار بورس مکانی است که درآن سهام شرکتهای گوناگون تولیدی خدماتی و سرمایه گذاری داد و ستد می شود. مردم به بازاربورس بازارسهام هم می گویند. اما نام رسمی و قانونی آن "بورس اوراق بهادار" می باشد." که منظوراز اوراق بهادارهمان برگه های سهام شرکتهاست. به مکانی که در آن عمل داد و ستد انجام می گیرد "تالار معاملات بورس "گفته می شود.

اصلی ترین تالارمعاملات بورس کشوردر تهران - خیابان حافظ - تقاطع جمهوری واقع است. ورودعموم مردم درآن آزاد است.

برای آشنایی با نحوه داد وستد سهام دربورس می توان با مراجعه به تالارهای معاملات بورس به طورعملی آشنا شد وسپس با مراجعه به کارگزاری های مختلف بورس که درمکانهای مختلف شهرها پراکنده هستند فرم درخواست خرید سهم شرکت مورد نظررا تکمیل و در پایان سال مالی و پس ازبرگزاری مجمع عمومی عادی متناسب با حجم سهامی که خریداری شده از سود مناسب و قطعی که معمولا دو برابر سود بانک هاست برخوردار شد.(حدود 40 درصد در سال )

درشهرستانهای دورافتاده کشورنیزعلاقمندان می توانند ازطریق شعب مرکزی بانک ملی جهت خرید سهام شرکت های پذیرفته شده دربورس اوراق بهاداراقدام نمایند.

البته برای خرید سهام از روش خرید و فروش الکترونیکی هم میتوان استفاده نمود. برای این منظورباید اول به یکی ازشعب بانک توسعه صادرات درسراسر کشورمراجعه نموده و حساب بانکی افتتاح کنید و فرم درخواست خدمات خرید و فروش الکترونیکی سهام را تکمیل نموده و کلمه عبور password دریافت کنید. بعد ازطریق اینترنت به سایت بانک توسعه صادرات ایران وارد شوید و به نشانی .WWW .edbi .IR

سپس فرم مخصوص خرید و فروش سهام و همچنین فرم وکالتنامه برداشت از حساب را تکمیل نمایید.

البته برای استفاده ازاین خدمات باید پست الکترونیکی (Email) داشته باشیم. فرم تکمیل شده در ساعات اداری فورا دردستورکار قرارمی گیرد و درساعات غیر اداری درابتدای صبح روزبعد در دستور کار قرار خواهد گرفت.

مشخصات بارز بازار بورس چیست ؟

1/ وجود مکانی مشخص برای داد و ستد سهام 2/ قیمت شفاف سهام

3/ قدرت نقد شوندگی سهام

بازاربورس چه منافعی برای جامعه دارد ؟

*کنترل نقدینگی درجامعه بازاربورس یک فرصت سرمایه گذاری مطلوب برای سرمایه گذاران با سرمایه های اندک ایجاد می کند و زمینه توزیع عادلانه ثروت را مهیا می کند.

مزیت های کلان آن برای جامعه عبارتند از

* رشد تولید نا خالص ملی و مهار تورم

*استفاده از پس اندازهای خرد وکوچک مردم

*هدایت سرمایه های سرگردان

*کمک به رشد صنعتی شدن کشور

وظیفه کارگزاریها چیست ؟

از دیگرسوالات و پرسشهایی که مردم معمولی جامعه از فعالان بازارمی پرسند این است که چرا باید به کارگزاریها مراجعه کنیم ؟

آیا میتوانیم خودمان مستقیما به تالاربورس برویم و سهام خریداری کنیم ؟

کارگزاریها وکیل و نماینده تام الاختیاربرای خرید و فروش سهام هستند و بدون واسطه آنها هیچ کس نمی تواند درتالار بورس خرید و فروش کند.

حضورمردم درتالاربورس الزامی نیست بلکه آنها جهت مشاهده تابلوی قیمت های تالار بورس و مشورت کردن با سایرسهامداران و دلگرمی  دادن به یکدیگردرهنگام افت قیمت ها در تالارمعاملات بورس حضورمی یابند.

اما حضوردر دفتر کارگزاری الزامی است و باید شخصا با به همراه داشتن شناسنامه و یک برگه فتوکپی شناسنامه و کارت ملی جهت خرید سهام شرکت دلخواه خود به کارگزاری مورد نظرمراجعه نموده و فرم مخصوص دستورخرید سهام را تکمیل نمود تا کد عملیاتی صادر شود و درمراجعات بعدی با ارایه کد کارهایمان سریع ترانجام شود.

 

 

سهم چیست ؟

هرشرکت سهامی به قسمت هایی مساوی تقسیم می شود که به هر یک ازاین قسمت ها یک سهم گفته می شود ومعمولا قیمت اسمی سهم در ایران 1000 ریال است. اگربخواهیم سهام را براساس حقوق دارنده سهم طبقه بندی کنیم دو نوع سهم داریم:

*سهام عادی

*سهام ممتاز

سهامداران عادی که درواقع مالکان اصلی شرکت هستند دارای حقوق و مزایایی می باشند که عبارتند از :

1-حق دریافت سود سهام(EPS)

2-حق رای دادن درمجامع عمومی عادی و فوق العاده

3-حق تقدم درخرید سهام جد ید

4-حق باقیمانده دارایی پس ازانحلال شرکت

5-حق اطلاع ازفعالیت های شرکت

دارندگان سهام ممتازعلاوه برمزایای فوق الذکردرهنگام انحلال شرکت نسبت به دارندگان سهام عادی در دریافت ارزش اسمی سهام خود اولویت دارند.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم اسفند ۱۳۹۱ساعت 17:53  توسط جواد طائی   | 
مهارت هاي افزايش خلاقيت

خلاقيت از ابزارهاي مهم توفيق در ابعاد حرفه اي و فردي محسوب مي شود. اين حوزه همواره بسياري از انديشمندان را مجذوب خود ساخته است. يك فكر جديد و خلاقانه قدرت چشمگيري داشته و حقيقتاً زندگي و رفتار مردم را تحت الشعاع قرار مي دهد. واقعيت اين است كه همهء ما خواهان آنيم كه چه در سطح كلان و يا در سطح حل مسائل روزمره خلاقانه عمل كنيم. هيچكس دوست ندارد دستخوش سرزدگي و ياس شده و يا اينكه موانعي بر سر راهش ظاهر شود.

 


به طور كلي چهار مهارت در حوزهء افزايش خلاقيت كليدي قلمداد مي شود. به نظر رابرت آپستاين استاد مدعو دانشگاه كاليفرنيا در سن ديگو، اولين مهارت "ثبت" يا Capturing است. ثبت ايده ها به محض خطور به ذهن يك فعاليت اساسي است و مي بايد صرف نظر از حس يا قضاوتي كه نسبت به افكاري كه به ذهنمان مي رسد آنها را ثبت نماييم. برخي از افراد هر روز صبح مسائلي را كه در ذهنشان است يادداشت مي كنند. برنده جايزهء نوبل آتو لووي ايدهء معروفش در زمينه بيولوژي سلولي را در خواب ديده بود، وي از خواب پريد و ايده را بر روي ورق كاغذي نوشت و دوباره به خواب رفت. روز بعد متوجه شد كه نه يادداشتش خواناست و نه اينكه آن ايده را به ياد مي ياورد. شب بعد همان ايده دوباره به هنگام خواب به ذهنش خطور كرد. اين بار وي تكنيك بهتري را براي ثبت فكرش بكار گرفت: لباس هايش را پوشيد و به آزمايشگاه رفت تا آن را پياده سازي كند.

 


دومين مهارت به "چالش كشيدن" يا Challenging است بدين نحو كه مسائل مشكل و پيچيده اي را پيش روي خود مي گذاريد. در شرايط سخت رفتارهاي چندگانه به رقابت با يكديگر كشيده مي شوند و تعامل بين اين رفتارها منجر به بروز ايده ها و رفتارهاي جديد مي شود.

 


سومين مهارت "گسترش" يا Broadening مي باشد. هر قدر حوزهء دانايي شما گسترده تر باشد، ارتباطات جالب تري بين حوزهء هاي دانشي شما برقرار مي گردد. بدين ترتيب با فراگيري موضوعات جديد مي توانيد خلاقيت خود را تقويت كنيد.

 


چهارمين مهارت "محيط" يا Surrounding بدين مهم اشاره دارد كه چگونه محيط هاي اجتماعي و فيزيكي خويش را مديريت مي نماييد. هر قدر محيط شما متنوع تر باشد، ايده هاي شما شكل جالب تري به خود مي گيرند.

 


برخي اوقات سفرهاي كوتاه مدت هفتگي و يا پياده روي در عرض روز مي تواند به تركيب عقايد و تعمق در مورد مسائل كمك كند. بدين اوصاف، براي نيل به خلاقيت بايد در مورد آن كار كرد و حقيقتاً خلاقيت چيزي نيست كه به خودي خود و بدون زحمت حاصل شود. به طور كلي افراد خلاق، افراد بهره ور و فعالي هستند. بسياري از افكار و ايده هاي اين افراد ممكن است هيچوقت عملي نشوند، اما نكته اينجاست كه اينان ايده هاي بسياري در ذهن دارند كه با بكارگيري ديسيپلين و انضباط فردي به زايش آنها كمك مي كنند. افرادي كه قصد دارند خلاقانه عمل كنند بايد اين واقعيت را بپذيرند كه در بسياري از موارد ممكن است ايده هايشان يا درك نشود و يا اينكه مورد پذيرش قرار نگيرد. به همين خاطر افراد خلاق نبايد در مواجهه با شكست هاي موردي عقب نشيني كرده و يا دلسرد شوند. در واقع هر شكست مي تواند زمينه ساز فرصت هاي بعدي باشد چرا كه فرد ميتواند از خود در مورد علل آن جويا شده و راهكارهاي جديدي را در چالشي كه با آن مواجه مي شود، بكار بندد. واقعيت اين است كه شكست مي تواند يكي از انگيزه هاي قوي براي خلاقيت باشد.

 


از ديگر موارد مهم در حوزهء زايش افكار جديد اين است كه خلاقيت در صرف ارائهء ايده هاي جديد خلاصه نمي شود بلكه بايد اين ايده ها را ارزيابي كرد، مرتب كرد، ساماندهي، آزمايش و ارزيابي كرد و به همين خاطر است كه خلاقيت فرايندي پيچيده محسوب مي شود. با اين حال و همانگونه كه رفت، هر ايده اي ارزش ثبت شدن را دارد و نبايد به خاطر ترس از انتقاد از آنها صرف نظر كرد.

 


برخي از مشاهير به هنگام خواب و يا استراحت ايده هاي خلاقانه را مي پروراندند. به طور مثال سالوادور دالي نقاش مشهور سورئاليست به بسياري از ايده هاي نقاشي خود به هنگام چرت هاي روزانه اش دست مي يافت. وي كه در يك مبل لم مي داد قاشقي در دست مي گرفت و بشقابي را زير آن قرار مي داد. درست وقتي كه به خواب مي رفت قاشق از دستش به داخل بشقاب مي افتاد و از صدايش بيدار مي شد و بلافاصله قلم و كاغذ را براي نقاشي اشكالي كه در وضع نيمه خواب ديده بود از زمين بر مي داشت و نقاشي مي كرد. توماس اديسون نيز از تكنيك مشابهي استفاده مي كرد و ايده هايي را كه در نيمه بيداري به ذهنش خطور مي كرد يادداشت مي كرد. اين وضعيت خطور عقايد به هنگام خواب را وضعيت Hypnagogic مي نامند كه اكثر ما تجربه مي كنيم ولي بدان توجه نداريم. واقعيت اين است كه همهء افراد توان خلاقانه فكر كردن را دارند. تنها تصور كنيد كه اگر اين افراد توانمندي را محقق كنند چه خدمتي به خود و جهان اطراف خود خواهند كرد!

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم اسفند ۱۳۹۱ساعت 11:24  توسط جواد طائی   | 
مهارت هاي افزايش خلاقيت

خلاقيت از ابزارهاي مهم توفيق در ابعاد حرفه اي و فردي محسوب مي شود. اين حوزه همواره بسياري از انديشمندان را مجذوب خود ساخته است. يك فكر جديد و خلاقانه قدرت چشمگيري داشته و حقيقتاً زندگي و رفتار مردم را تحت الشعاع قرار مي دهد. واقعيت اين است كه همهء ما خواهان آنيم كه چه در سطح كلان و يا در سطح حل مسائل روزمره خلاقانه عمل كنيم. هيچكس دوست ندارد دستخوش سرزدگي و ياس شده و يا اينكه موانعي بر سر راهش ظاهر شود.

 


به طور كلي چهار مهارت در حوزهء افزايش خلاقيت كليدي قلمداد مي شود. به نظر رابرت آپستاين استاد مدعو دانشگاه كاليفرنيا در سن ديگو، اولين مهارت "ثبت" يا Capturing است. ثبت ايده ها به محض خطور به ذهن يك فعاليت اساسي است و مي بايد صرف نظر از حس يا قضاوتي كه نسبت به افكاري كه به ذهنمان مي رسد آنها را ثبت نماييم. برخي از افراد هر روز صبح مسائلي را كه در ذهنشان است يادداشت مي كنند. برنده جايزهء نوبل آتو لووي ايدهء معروفش در زمينه بيولوژي سلولي را در خواب ديده بود، وي از خواب پريد و ايده را بر روي ورق كاغذي نوشت و دوباره به خواب رفت. روز بعد متوجه شد كه نه يادداشتش خواناست و نه اينكه آن ايده را به ياد مي ياورد. شب بعد همان ايده دوباره به هنگام خواب به ذهنش خطور كرد. اين بار وي تكنيك بهتري را براي ثبت فكرش بكار گرفت: لباس هايش را پوشيد و به آزمايشگاه رفت تا آن را پياده سازي كند.

 


دومين مهارت به "چالش كشيدن" يا Challenging است بدين نحو كه مسائل مشكل و پيچيده اي را پيش روي خود مي گذاريد. در شرايط سخت رفتارهاي چندگانه به رقابت با يكديگر كشيده مي شوند و تعامل بين اين رفتارها منجر به بروز ايده ها و رفتارهاي جديد مي شود.

 


سومين مهارت "گسترش" يا Broadening مي باشد. هر قدر حوزهء دانايي شما گسترده تر باشد، ارتباطات جالب تري بين حوزهء هاي دانشي شما برقرار مي گردد. بدين ترتيب با فراگيري موضوعات جديد مي توانيد خلاقيت خود را تقويت كنيد.

 


چهارمين مهارت "محيط" يا Surrounding بدين مهم اشاره دارد كه چگونه محيط هاي اجتماعي و فيزيكي خويش را مديريت مي نماييد. هر قدر محيط شما متنوع تر باشد، ايده هاي شما شكل جالب تري به خود مي گيرند.

 


برخي اوقات سفرهاي كوتاه مدت هفتگي و يا پياده روي در عرض روز مي تواند به تركيب عقايد و تعمق در مورد مسائل كمك كند. بدين اوصاف، براي نيل به خلاقيت بايد در مورد آن كار كرد و حقيقتاً خلاقيت چيزي نيست كه به خودي خود و بدون زحمت حاصل شود. به طور كلي افراد خلاق، افراد بهره ور و فعالي هستند. بسياري از افكار و ايده هاي اين افراد ممكن است هيچوقت عملي نشوند، اما نكته اينجاست كه اينان ايده هاي بسياري در ذهن دارند كه با بكارگيري ديسيپلين و انضباط فردي به زايش آنها كمك مي كنند. افرادي كه قصد دارند خلاقانه عمل كنند بايد اين واقعيت را بپذيرند كه در بسياري از موارد ممكن است ايده هايشان يا درك نشود و يا اينكه مورد پذيرش قرار نگيرد. به همين خاطر افراد خلاق نبايد در مواجهه با شكست هاي موردي عقب نشيني كرده و يا دلسرد شوند. در واقع هر شكست مي تواند زمينه ساز فرصت هاي بعدي باشد چرا كه فرد ميتواند از خود در مورد علل آن جويا شده و راهكارهاي جديدي را در چالشي كه با آن مواجه مي شود، بكار بندد. واقعيت اين است كه شكست مي تواند يكي از انگيزه هاي قوي براي خلاقيت باشد.

 


از ديگر موارد مهم در حوزهء زايش افكار جديد اين است كه خلاقيت در صرف ارائهء ايده هاي جديد خلاصه نمي شود بلكه بايد اين ايده ها را ارزيابي كرد، مرتب كرد، ساماندهي، آزمايش و ارزيابي كرد و به همين خاطر است كه خلاقيت فرايندي پيچيده محسوب مي شود. با اين حال و همانگونه كه رفت، هر ايده اي ارزش ثبت شدن را دارد و نبايد به خاطر ترس از انتقاد از آنها صرف نظر كرد.

 


برخي از مشاهير به هنگام خواب و يا استراحت ايده هاي خلاقانه را مي پروراندند. به طور مثال سالوادور دالي نقاش مشهور سورئاليست به بسياري از ايده هاي نقاشي خود به هنگام چرت هاي روزانه اش دست مي يافت. وي كه در يك مبل لم مي داد قاشقي در دست مي گرفت و بشقابي را زير آن قرار مي داد. درست وقتي كه به خواب مي رفت قاشق از دستش به داخل بشقاب مي افتاد و از صدايش بيدار مي شد و بلافاصله قلم و كاغذ را براي نقاشي اشكالي كه در وضع نيمه خواب ديده بود از زمين بر مي داشت و نقاشي مي كرد. توماس اديسون نيز از تكنيك مشابهي استفاده مي كرد و ايده هايي را كه در نيمه بيداري به ذهنش خطور مي كرد يادداشت مي كرد. اين وضعيت خطور عقايد به هنگام خواب را وضعيت Hypnagogic مي نامند كه اكثر ما تجربه مي كنيم ولي بدان توجه نداريم. واقعيت اين است كه همهء افراد توان خلاقانه فكر كردن را دارند. تنها تصور كنيد كه اگر اين افراد توانمندي را محقق كنند چه خدمتي به خود و جهان اطراف خود خواهند كرد!

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم اسفند ۱۳۹۱ساعت 11:22  توسط جواد طائی   | 

ترمودینامیک فرآیندهای شیمایی بخش عمده ای از کاربردهای مهندسی را در برخی صنایع تشکیل می دهد. این فصل مقدمه ای است دربارۀ چنین فرآیندهایی. در این فصل ما توجه خود را روی نوع ویژه ای از واکنش شیمایی به نام احتراق که در مهندسی مورد اهمیت و توجه می باشد متمرکز می کنیم. اما خواننده باید بخاطر داشته باشد که اصول به دست آمده برای هر واکنش شیمیایی قابل استفاده است.

مطلب با بحث درباره گرمای ویژه و انتالپی تشکیل آغاز می شود. سپس اصول بقای جرم و بقای انرژی را برای سیستم های واکنشی به کار می بریم. و از این طریق دمای شعلۀ بی دررو را مورد بحث و بررسی قرار می دهیم که بالاترین دمایی است که یک مخلوط واکنشی می تواند به آن برسد.

(19-1) گرمای ویژه

از نقطه نظر ترمودینامیکی، گرمای ویژه یک جسم در فشار ثابت با رابطه زیر بیان می شود:

(19-1) p(

 

که cp گرمای ویژه در فشار ثابت و h انتالپی به ازاء واحد جرم جسم است. برای یک فرآیند جریانی با فشار ثابت، اگر قانون اول ترمودینامیک را بنویسیم، خواهیم داشت:

(19-2)       

که n تعداد مول کل سیستم است. در این فرآیند فرض شده که فقط انتقال حرارت مورد نظر می باشد و از کار مکانیکی و تغییرات انرژی های پتانسیل، جنبشی و غیره

 

 

 

صرفنظر شده است. با توجه به معادلات (19-1)و(19-2) کل گرمای منتقل شده را می توان محاسبه نمود:

 

 

چنانچه گرمای ویژه مستقل از دما فرضشود، انتگرال فوق به سادگی ارزیابی می شود. در هر حال چنین فرضی بندرت معتبر است و عموماً از این عبارت می توان فقط زمانی که گرمای ویژه به عنوان تابعی از دما است، انتگرال گرفت.

گرمای ویژه به دما، فشار و ترکیب جسم بستگی دارد. اگر جسم خالص باشد، تابعیت گرمای ویژه نسبت به دما بیشتر از تابعیت آن نسبت به فشار است. شکل(19-1) تغییرات گرمای ویژه هوا را بر حسب  دما و فشار نشان می دهد.اثر فشار بر گازهای دیگر نیز تقریباً به همبن منوال است.

تغییرات گرمای ویژه برخی از گازها را بر حسب دما می توان از جدولپیوست ( الف) تعیین نموده یا اینکه به صورت رابطۀ زیر بیان نمود:

(19-4)

که cp بر حسب BTU/lbmol و بر حسب درجه فارنهایت (یاکلوین) است. به ترتیب داده شده است.

در بسیاری موارد برای تسریع محاسبات ( از آنجایی که          باید مکرراً ارزیابی شود). یک روش میان بر، برای ساده ترین محاسبات با استفاده از گرمای ویژه میانگین        به کار می رود.

     با استفاده از معادلۀ (19-9) محاسبه می گردد. بنابراین حرارات منتقل شده را می توان تعیین نمود:

 

19-2 انتالپی تشکیل

وقتی که در یک فرآیند، ترکیبات شیمیایی همواره ثابت باشند و هرگز با تغییر ترکیب ناشی از واکنش شیمیایی رو به رو نباشیم، در این حالت هرگاه در بررسی یک ماده، با یک خاصیت ترمودینامیکی سرو کار پیدا می کردیم، جدولهای خواص ترمودینامیکی آن ماده را به کار می گرفتیموهر یک از جدولها، خواص ترمودینامیکی را نسبت به یک پایۀ دلخواه یا مرجع به دست می داد. برای نمونهدر جدولهای بخار، حالت مایع سیر شده در 25 ( 77) و فشار یکاتمسفر (Mpa1/0) بر می گزینیم.

تراز ( حالت مرجع) انرژی مبنا طوری انتخاب شده که تمام عناصر در 25 و فشاریک اتمسف، برابر صفر در نظر گرفته شده است.البته واضح است که انرژی یک جسم مرکب دراین حالت مبنا صفر  نیست بلکه بر طبق استدلال زیر همانطورکه در مورد co2 در یک فرآیند جریان  پایان، خواهیم داشت.

 

با به کاربردن قانون اول برای این فرآیند داریم:

 

کهHR انتالپی کل واکنش کننده و HP انتالپی کل فرآورده ها است. عبارت از انتقال گرمای لازم برای واکنش می باشد. اگر قانون اول ترمودینامیک را برای این فرآیند به صورت زیر بنویسیم، مناسبتر خواهد بود.

که در آن مجموعه ها به ترتیب به همه واکنش دهنده ها و همه فرآورده ها اشاره دارند. با استفاده از تعریف حالت مبنا ( چون هر دو واکنش گر، عناصر در حالت مرجع استاندارد هستند)HR= 0 می شود.چون تمام واکنش دهند ها عنصر و مقدار را می توان از طریق آزمایش تعیین کرد وبرای co2 دارای مقدار زیر است:

به عبارت دیگر در واکنش فوق، برای سوختن هر مول از کربن، مقدارKJ 393520  انرژی آزاد می کند. بنابراین انتالپی co2  در 25  و یک اتمسفر، به اندازه این مقدار از حالت مبنا کمتر است. این کمیت (انتالپی گاز ایده آل فرضی)در اکسیدکربن در این مبنا را انتالپی تشکیل می نامند و دارای علامت  است که خط تیره مشخص کننده انتالپی به ازای هر مول مادۀ مربوطه می باشد. و علامتfمعرف انتالپیتشکیل است.(شکل 19-4) برای دی اکسید کربن داریم:

 

همانطور که اشاره شد، انتالپی منفی تشکیل برای یک ترکیب بیانگر آن است که در طی تشکیل آن ترکیب از عناصر پایدار آن، مقدار گرما آزاد شده است. مقدار آنتالپی مثبت، هم بیانگر آن است که گرما جذب شده است.

 

در جدول19-3 مقادیر hf  برای مواد مختلف در 25  داده شده است. خاطرنشان

مثال 19-3: انتالپی آب را ( بر پایۀ یککیلو کیلومول) در 5/3 مگاپاسکال 300 درجه سانتیگراد نسبت به پایه25 درجه سانتیگرا و 1/0 مگاپاسکال را با به کاربردن روشهای زیر بدست شود.

الف) بخار را گاز ایده آل در نظر بگیرید و از رابطۀ داده شده برای  در جدول پیوست

ج) جدولهای بخار

حل: برای هر یک از این روشها می توان چنین نوشت:

 

تنها تفاوت در روشی ات که با آن h   را می توان از روش میان بر معادله (19-5) با استفاده از ظرفیت گرمایی میانگین     تعیین نمود.

الف)با به کار بردن معادلۀ گرمای ویژه برای H2O(G)از جدول پیوست  (الف)

 

مقدار h  را می توان از روش میانبر معادله (19-5) با استفاده از ظرفیت گرمایی میانگین تعیین نمود.

لذا با توجه به شکل (4-10) مقدار    برای حد بالای انتگرال( 300) مقدار برابر است با R/16/4 (یا3144/ 8  16/4)بنابرین:

ب) با بهره گیری از پیوست (ب) برای H2O(G)

 

 

ج)با بهره گیری از جدولهای بخار، هم می توان حالت مرجع را به کار برد و هم حالت مرجع گازی را.

برای مایع

 

برای گاز

 

اختلاف بسیار ناچیز موجود، از به کار بردن انتالپی بخار سیر شده در 35 درجه سانتیگراد (که تقریباً و نه حقیقتاً یک گاز ایده آل است) در محاسبۀ h  نتیجه می شود

19-3 تحلیل قانون اول برای سیستم واکنشی

اهمیت انتالپی تشکیل در این است که برای انجام تحلیل قانون اول سیستم واکنش گرا بسیار مناسب است، چرا که می توان انتالپی مواد گوناگون را جمع و یا تفریق کرد زیرا همۀ آنها نسبت به یک پایه داده شده اند.

در این مسئله ها ، قانون اول برای جریان دائم را به شکل زیر می نویسیم .

یا

 (19-15)                             

که در آن R و P به ترتیب به واکنش دهنده ها و فراورده ها اشاره دارند . در هر مسئله لازم است که یک پارامتر را به عنوان پایه حل مسئله انتخاب کنیم . معمولا این پایه حل را kmol 1 از سوخت در نظر می گیریم.

مثال 19-4: واکنش زیر را در نظر بگیرید که در یک فرآیند دائم روی می دهد .

(مایع )

هر یک از واکنش دهنده ها و فرآورده ها در فشار کل Mpa 1/0 و دمای  25 هستند . انتقال گرمای هر کیلو مول از سوخت وارد شونده به محفظة احتراق را محاسبه کنید .

حل :

از قانون اول داریم : 

از جدول 19-3 مقادیر زیر را خواهیم داشت

 

 

بنابر این انتقال گرما برابر است با :

 

مثال 19-5: اتان ( ) را با مقدار نظری اکسیژن می سوزانیم . انتقال حرارت را برای واکنش دهنده ها و فرآورده ها ، هر دو در K 289 و 1 اتمسفر ، تعیین کنید .

حل : معادله احتراق به صورت زیر است:

 

از قانون اول داریم :

 

 

 

 

بنا بر این انتقال گرما برابر است با

 

 

مثال 19-6: اکتان مایع با 10 درصد هوای اضافه در یک فرآیند دائم ، ایجاد واکنش می کند . این واکنش در فشار یک اتمسفر در یک محفظة احتراق به وجود می آید . انتقال گرمای هر کیلو مول از اکتان در دمای  25 ، اگر آب در فرآورده ها به صورت مایع باشد ، را محاسبه کنید . این مسئله را در صورتی که بخار آب در فرآورده ها باشد ، تکرار کنید .

حل : برای 10 درصد هوای اضافه

 

از قانون اول داریم

 

سپس از جدول 19-3 داریم ه

 

که در

 

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم دی ۱۳۹۱ساعت 11:22  توسط جواد طائی   |